و یا به نشریه استان قدس مراجهٔ نمایید
۱۳۸۹ فروردین ۹, دوشنبه
خانه رسمی امام رضا به راه افتاده است
و یا به نشریه استان قدس مراجهٔ نمایید
۱۳۸۸ اسفند ۲۸, جمعه
سال 1389 بر ايران و ايراني مبارك باد
****
******
******
***
***
***********************
*****جشن نوروز شاد باد***
***
***********************
*هر روزتان نوروز*
***********************
**جشن نوروز شاد باد**
****
*********************
نوروز طالع ظهور زرتشت،
یادگار صداقت جمشید،
میراث ماندگار کوروش،
آیین باستانی قوم آریا بر شما مبارک.
****************
۱۳۸۸ اسفند ۲۲, شنبه
زردي من از تو / سرخي تو از من"
مراسم چهارشنبه سوري
بوته افروزي
در ايران رسم است كه پيش از پريدن آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله» كپه مي كنند. با غروب آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان ، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي شوند و بوته ها را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود بخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه هايي مي خوانند.
زردي من از تو ، سرخي تو از من
غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا
اي شب چهارشنبه ، اي كليه جاردنده ، بده مراد بنده
خاکستر چهارشنبه سوري، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و یيماري خود را، از راه جادوي سرايتي، به آتش مي دهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل مي کنند. سرود "زردي من از تو / سرخي تو از من"
هر خانه زني خاكستر را در خاك انداز جمع مي كند، و آن را از خانه بيرون مي برد و در سر چهار راه، يا در آب روان مي ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را مي كوبد و به ساكنان خانه مي گويد كه از عروسي مي آيد و تندرستي و شادي براي خانواده آورده است.در اين هنگام اهالي خانه در را به رويش مي گشايند. او بدين گونه همراه خود تندرستي و شادي را براي يك سال به درون خانه خود مي برد. ايرانيان عقيده دارند كه با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضاي خانه را از موجودات زيانكار مي پالايند و ديو پليدي و ناپاكي را از محيط زيست دور و پاك مي سازند. براي اين كه آتش آلوده نشود خاكستر آن را در سر چهارراه يا در آب روان مي ريزند تا باد يا آب آن را با خود ببرد.
مراسم كوزه شكني
مردم پس از آتش افروزي مقداري زغال به نشانه سياه بختي،كمي نمك به علامت شور چشمي، و يكي سكه دهشاهي به نشانه تنگدستي در كوزه اي سفالين مي اندازند و هر يك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سر خود مي چرخاند و آخرين نفر ، كوزه را بر سر بام خانه مي برد و آن را به كوچه پرتاب مي كند و مي گويد: «درد و بلاي خانه را ريختم به توي كوچه» و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تيره بختي، شور بختي و تنگدستي را از خانه و خانواده دور مي كنند.
همچنين گفته ميشود وقتي ميتراييسم از تمدن ايران باستان در جهان گسترش يافت،در روم وبسياري از کشورهاي اروپايي ،روز 21 دسامبر ( 30 آذر ) به عنوان تولد ميترا جشن گرفته ميشد.ولي پس از قرن چهارم ميلادي در پي اشتباهي كه در محاسبه روز كبيسه رخ داد . اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت
فال گوش نشيني
زنان و دختراني كه شوق شوهر كردن دارند، يا آرزوي زيارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نيت مي كنند و از خانه بيرون مي روند و در سر گذر يا سر چهارسو مي ايستند و گوش به صحبت رهگذران مي سپارند و به نيك و بد گفتن و تلخ و شيرين صحبتكردن رهگذران تفال مي زنند. اگر سخنان دلنشين و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجتو آرزوي خود را برآورده مي پندارند. ولي اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسيدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست.
قاشق زني
زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقي با كاسه اي مسين برمي دارند و شب هنگام در كوچه و گذر راه مي افتند و در برابر هفت خانه مي ايستند و بي آنكه حرفي بزنند پي در پي قاشق را بر كاسه مي زنند. صاحب خانه كه مي داند قاشق زنان نذر و حاجتي دارند، شيريني يا آجيل، برنج يا بنشن و يا مبلغي پول در كاسه هاي آنان مي گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زني چيزي به دست نياورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود نااميد خواهند شد. گاه مردان به ويژه جوانان، چادري بر سر مي اندازند و براي خوشمزگي و تمسخر به قاشق زني در خانه هاي دوست و آشنا و نامزدان خود مي روند.
آش چهارشنبه سوري
خانواده هايي كه بيمار يا حاجتي داشتند براي برآمدن حاجت و بهبود يافتن بيمارشان نذر مي كردند و در شب چهارشنبه آخر سال «آش ابودردا» يا «آش بيمار» مي پختند و آن را اندكي به بيمار مي خوراندند و بقيه را هم در ميان فقرا پخش مي كردند.
تقسيم آجيل چهارشنبه سوري
زناني كه نذر و نيازي مي كردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجيل هفت مغز به نام «آجيل چهارشنبه سوري» از دكان رو به قبله مي خريدند و پاك مي كردند و ميان خويش و آشنا پخش مي كردند و مي خورند. به هنگام پاك كردن آجيل، قصه مخصوص آجيل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل مي كردند. امروزه، آجيل چهارشنبه سوري جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوري شده است.
گرد آوردن بوته، گيراندن و پريدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من از تو، سرخی تو از من" شايد مهمترين اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخير متاسفانه اين رسم شيرين جايش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است
پس اميدورام دوستان عزيز با خواندن اين مطالب قشنگي اين رسم را با انجام كارهاي خطرناك و استفاده از ترقه هاي خطرناك خراب نكنند
مراسم ديگري مانند توپ مروارید ، فال گوش ، آش نذری پختن ، آب پاشی ، بخت گشائی دختران ، دفع چشم زخمها ، کندرو خوشبو ، قلیا سودن ، فال گزفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد
۱۳۸۸ اسفند ۱۳, پنجشنبه
8 مارس 17 اسپند روز زن بر همهء زنان ایران زمین مبارک باد
انديشه اختصاص يك روز به عنوان روز جهانى زن ، در اوايل قرن بيستم ، يعنى زمانى كه در دنياى صنعتى دوره توسعه ، اغتشاش ، رشد جمعيت و پيدايش ايدئولوژيستهاى بنيادگرا بود ، به وجود آمد. در ۸ مارس سال ۱۸۵۷ زنانى كه در كارخانجات نساجى و پوشاك شهر نيويورك در ايالات متحده كار مى كردند، شروع به اعتراض كردند. آنان عليه شرايط غيرانسانى كار و حقوق كم به مبارزه برخاستند. پليس به تظاهركنندگان حمله ور شد و آنان را متفرق كرد. دو سال بعد، دوباره در ماه مارس اين زنان اولين اتحاديه كارگرى را تشكيل دادند وسعى كردند از خود دفاع كنند و در محيط كار حقوق اوليه خود را كسب كنند. در ۸ مارس سال ۱۹۰۸ ، ۱۵۰۰۰ زن در نيويورك براى حقوق بيشتر، ساعت كار كمتر ، داشتن حق رأى و خاتمه يافتن كار كودكان تظاهرات كردند. آنان شعار (نان و گل رز) را انتخاب كردند كه نان به عنوان سمبل امنيت اقتصادى و گل رز سمبل شرايط بهتر زندگى بود. در ماه مه حزب سوسياليست آمريكا آخرين يكشنبه ماه فوريه را روز ملى زن اعلام كرد. به دنبال بيانيه حزب سوسياليست آمريكا، مردم اين كشور روز يكشنبه ۲۸ فوريه سال ۱۹۰۹ را به عنوان اولين روز ملى زن جشن گرفتند. زنان تا سال ۱۹۱۳ آخرين روز يكشنبه ماه فوريه را جشن مى گرفتند. در سال ۱۹۱۰ ، احزاب سوسياليست سراسر دنيا كنفرانس بين المللى را در شهر كپنهاگ دانمارك برگزار كردند. در اين كنفرانس پيشنهاد شد يك روز به عنوان روز جهانى زن انتخاب شود. ابتدا خانم كلارا زتكين، سوسياليست آلمانى پيشنهاد كرد اعتصاب كارگران نساجى و پوشاك آمريكا يك روز به عنوان روز زن انتخاب شود. اين پيشنهاد با موافقت بيش از ۱۰۰ زن از ۱۷ كشور شركت كننده، از جمله سه زن نماينده پارلمان فنلاند، روبرو شد. اين روز به احترام حركت زنان براى احقاق حقوق خود از جمله حق رأى ( كه رأى و شركت در انتخابات ناميده مى شود ) انتخاب شد. در آن زمان هيچ روز خاص و تاريخ معينى ، انتخاب نشد. بيانيه بين المللى سوسياليستها اثربخش بود. در سال بعد يعنى سال ،۱۹۱۱ براى اولين بار روز جهانى زن در كشورهاى استراليا، دانمارك ، آلمان و سوئيس اعلام شد. اين روز، روز ۱۹ مارس بود و بيش از يك ميليون نفر زن و مرد براى حمايت از اين روز در خيابانها صف آرايى كردند (گرد هم جمع شدند). در اين گردهمايى ، شركت كنندگان علاوه بر حق رأى ، خواستار اعطاى حق كار و خاتمه يافتن خشونتهاى كارى شدند. كمتر از يك هفته ، در ۲۵ مارس ، فاجعه حريق كارخانه تراى انگل به وقوع پيوست. بيش از ۱۴۰ كارگر، كه بيشتر آنان زنان مهاجر يهودى و ايتاليايى شاغل در كارخانه پوشاك تراى انگل بودند، به علت نبود امكانات ايمنى جان خود را از دست دادند. اتحاديههاى هم پيمان صنفى زنان و اتحاديه بين المللى زنان كارگر پوشاك تظاهرات متعددى براى اعتراض به اين فاجعه قابل پيشگيرى به راه انداختند از جمله مى توان به مراسم رژه سوگوارى ساكت كه با حضور بيش از ۱۰۰۰۰۰ نفر تشكيل شد ، اشاره كرد. حريق كارخانه تراى انگل اثر ويژه اى روى قانون كار و شرايط سخت كارى كه سبب بروز آن فاجعه شده بود ، گذاشت. به عنوان بخشى از جنبش صلح كه در ابتداى جنگ جهانى اول آغاز شد ، زنان روسيه اولين روز جهانى زن را در آخرين يكشنبه ماه فوريه ۱۹۱۳ برپا داشتند. در ساير نقاط اروپا ، در روز ۸ مارس سال بعد ، زنان تظاهراتى براى اعتراض به جنگ و ابراز همبستگى با خواهران خود برپا داشتند. با دو ميليون سرباز كشته شده در جنگ، دوباره زنان روسى آخرين يكشنبه ماه فوريه ۱۹۱۷ را براى اعتصاب نان و صلح انتخاب كردند. رهبران سياسى به اين اعتصاب اعتراض كردند اما زنان روس كماكان به اعتصاب خود ادامه دادند. ۴ روز بعد سزار روسيه مجبور به استعفاء شد و دولت موقت به زنان حق رأى بخشيد. اين روز تاريخى (يكشنبه آخر فوريه) براساس تقويم رومى كه در روسيه مبدأ تاريخ بود ، با ۲۳ فوريه تقارن پيدا كرد و در ساير نقاط دنيا و بر اساس تقويم مسيحى روز ۸ مارس تعيين شد. از آن سال، روز جهانى زن در كشورهاى توسعه يافته و در حال توسعه به عنوان بعد جديد جهانى براى زنان مورد قبول قرار گرفته است
بازداشت مسيحيان در ايران
به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان از اصفهان (fcnn.com) به نقل از منابع مسیحیان دومین شهر بزرگ ایران ، روز یكشنبه ۹ اسفند ۱۳۸۸ (۲۸ فوریه ۲۰۱۰) ماموران امنیتی اصفهان در یك یورش كم سابقه به منزل شخصی آقای "حمید شفیعی" و همسر ایشان خانم "ریحانه آقاجری" در خیابان نظر اصفهان ، ضمن بازداشت نامبردگان كلیه كتب ، جزوات و نشریات ، و سی دی های موجود در خانه به همراه كامپیوتر ، موبایل و تابلو عكس های بر روی دیوار و سایر لوازم شخصی موجود را ضبط كردند و همراه آن دو به محل نامعلومی منتقل نمودند .
در این هجوم مامورین كه در عصر روز یكشنبه و بدون هیچ هشدار قبلی انجام گرفت ۱۵ مامور لباس شخصی و حداقل ۵ مامور پلیس از جمله ۳ پلیس زن حضور داشتند . ماموران با نشان دادن كاغذی كه دارای آرم دادگستری اصفهان بود و ادعا میكردند كه حكم بازداشت آقای شفیعی و خانم آفاجری است ، با زور و تهدید به دستان خانم آقاجری دستبند زدند و با خشونت به بازرسی و تفتیش منزل پرداختند . در شروع این تهاجم "حمید شفیعی" در منزل نبوده و پس از گذشت ساعاتی وقتی ایشان به منزل وارد شدند وی را نیز به همان شكل دستبند زدند . پس از بازرسی تمام خانه چون مقدار وسایل جمع شده از این منزل زیاد بود ماموران امنیتی برای حمل آنها وانت متعلق به آقای شفیعی را نیز ضبط كردند و وسایل مذكور از جمله صدها جلد كتاب مقدس را بوسیله آن از محل خارج نمودند .
ماموران لباس شخصی شركت كننده در این یورش وقتی با كتاب مقدس فارسی كه درون یك چمدان قرار داشت روبرو شدند به سمت خانم آقاجری یورش بردند و او را تحت فشار گذاشتند كه این انجیل ها را برای چه منظوری نگهداری نموده اند . همچنین آنها وقتی تصمیم داشتند خانم آقاجری را از منزل خارج كنند چون وی حاضر نبود با دستبندی كه به دستانش زده بودند از منزل خارج شود و مكرر درخواست مینمود تا اول دستبند را باز كنند تا بعد همراه آنها برود ، او را مورد انواع توهین و تهاجم فیزیكی قراردادند و عاقبت با استفاده از اسپری فلفل نامبرده را به زور از خانه اش بیرون بردند .
لازم به ذكر است كه "ریحانه آقاجری" و "حمید شفیعی" دو تن از نوكیشان مسیحی شناخته شده اصفهان هستند كه سالها پیش مسیح را به عنوان ناجی خود پذیرفته اند . لازم به ذكر است؛ "حمید شفیعی" تاكنون چندین بار به اتهام ایمان و اعتقاد مسیحی خود طی چند سال گذشته برای ادای توضیحات به اداره اطلاعات اصفهان احضار و مورد بازجوئی قرار گرفت . آن زوج مسیحی تلاش میكردند هرگز ایمان خود را انكار ننمایند و تا حد امكان بطور علنی خدا را پرستش نمایند . از این رو مسیحی بودن آنها بر كسی پوشیده نبود .
آخرین گزارش دریافتی از اصفهان حاكی است كه خانواده این زوج مسیحی بازداشت شده مقارن ظهر روز دوشنبه ۲۰ اسفند ( اول مارس ۲۰۱۰) در طی تماسی كه با ستاد خبری ۱۱۳ اطلاعات اصفهان داشتند، به ایشان اطلاع داده شده كه پرونده آنها هنوز تكمیل نشده و پس از پایان بازجوئی و تكمیل محتویات ، پرونده آنان به دادگاه انقلاب ارسال خواهد شد . ستاد خبری اداره اطلاعات هیچگونه توضیحی از محل نگهداری و وضعیت این زوج مسیحی را به خانواده آنها نداده است .
قابل توجه است كه همه این اتفاقات در زمانی رخ میدهد كه جمهوری اسلامی كاندیدای عضویت در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد می باشد و این در حالی است كه در هفته های گذشته رئیس هیئت نمایندگی جمهوری اسلامی در جلسه آن شورا ادعا نمود هیچ فشاری از سوی نظام اسلامی بر اقلیتهای مذهبی در ایران وارد نمیشود و آنان در آزادی كامل به سر میبرند ! .
جای تعجب است چرا اكنون پس از سالها كه ایمان مسیحی "ریحانه آقاجری "و "حمید شفیعی" مخفی نبود به ناگهان این دو و تعدادی دیگر از مسیحیان در شهرهای مختلف كشور در این مقطع زمانی خاص به این شكل خشن مورد هدف قرار میگیرند ؟ آیا در پس پرده برنامه خاصی برای تشدید فشار بر جامعه مسیحی ایران وجود دارد و در روزهای آتی باید منتظر خبرهای بیشتری در این زمینه باشیم ؟
۱۳۸۸ بهمن ۳۰, جمعه
وقتی تو می گویی وطن
" وقتی تو می گویی وطن "
از مصطفی بادکوبه ای
وقتی تو می گویی وطن خاک بر سر می کنم
گویی شكست شیـر را از موش باور می كنم
وقتی تو می گویی وطن یكباره خشكم می زند
وان دیده ی مبهوت را با خون دل تر می كنم
وقتی تو می گویی وطن بـر خویش می لرزد قلم
من نیز رقص مرگ را با او به دفتر می كنم
بی كوروش و بی تهمتن با ما چه گویی از وطن؟
با تخت جمشید كهن من عمر را سر می كنم
وقتی تو می گویی وطن بوی فلسطین می دهی
من كی نژاد عشق با تازی برابر می كنم
وقتی تو می گویی وطن از چفیه ات خون می چكد
من یاد قتل نفس با الله اكبر می كنم
وقتی تو می گویی وطن شهنامه پرپر می شود
من گریه بر فردوسی آن پیر دلاور می كنم
بی نام زرتشت مهین ایران و ایرانی مبین
من جان فدای كیش آن یكتا پیمبر می كنم
خون اوستا در رگ فرهنگ ایران می دود
من آیه های عشق را مستـانه از بر می كنم
وقتی تو می گویی وطن خون است و خشم و خودكشی
من یادی از حمام خون در تل زعتر می كنم
ایران تو یعنی لباس تیره ی عباسیان
من رخت روشن بر تن گلگون كشور می كنم
ایران تو با نام دین زن را به زندان می كشد
من تاج را تقدیم آن بانوی برتر می كنم
ایران تو شهر قصاص و سنگسار و دارهاست
من كیش مهر و عفو را تقدیم داور می كنم
تاریخ ایران تو را شمشیر تازی می سترد
من با عدالتخواهیم یادی ز حیدر می كنم
ایران تو می ترسد از بانگ نوای نای و نی
من با سرود عاشقی آن را معطر می كنم
وقتی تو می گویی وطن یعنی دیار یأس و غم
من كی گل «امید» را نشكفته پرپر می كنم؟؟؟!!!
با تشكر از علي ايران
۱۳۸۸ بهمن ۲۱, چهارشنبه
جشن اسفندگان روز ملی زن
جشن اسفندگان روز ملی زن ایرانی شاد باد
پنجم اسفندماه یا روز اسفند از ماه اسفند، جشن اسفندگان یا روز ملی زن در فرهنگ ایران است.در سال های اخیر این جشن کهن بیش از پیش مورد توجه بسیاری از دوستداران فرهنگ ایران قرار گرفته است.اما گویا گرایش دوستداران فرهنگ ایران به گرامی داشت روز ملی زن یا جشن اسفندگان، خوشایند برخی افراد و جریان ها نبود و چون نمی خواستند که این روز به نام زن در میان مردم شناخته شود پس کوشیدند تا عنوان "روز ملی زن" مطرح نشود و برای دستیابی به این هدف با بهره برداری از گرایش های پاک و میهن دوستانه جوانان، مساله را به این صورت طرح کردند که "چون جشن غربی والنتاین کم کم در بین برخی از جوانان رایج می شود پس باید با آن مبارزه کرد و بهترین راه مبارزه این است که اسفندگان را جایگزین آن نماییم." برخی افراد، با چراغ سبزهایی که دریافت نمودند هدایت این جریان را برعهده گرفتند و کوشیدند به ایجاد کارگروه بپردازند و با صرف وقت و برگزاری نشست های مرتب خانگی، دعوت از فعالان گروه های مردمی دوستدار میراث فرهنگی و گروه های زنان و دانشجویان سراسر کشور، بهره برداری از شور برخی جوانان و برخی روزنامه نگاران، استفاده از محیط اینترنت و درج اطلاعاتی تحریف شده در سایت های پر مخاطب و مرجع مثل دانشنامه آزاد ویکی پدیا، انتشار شب نامه، و حمایت سایت خبرگزاری دولتی میراث فرهنگی، به پندار خود نام زن را از جشن اسفندگان بزدایند و آن را با عناوینی پرسش برانگیز چون روز عشق ایرانی، روز مهر ایرانی و ... به مردم و جوانان معرفی کنند و به عبارت کاملا روشن به این هدف خود جامه عمل بپوشانند: " جشن بزرگ اسفندگان را که می تواند به عنوان روز ملی زن، دستمایه جنبش های ملی زنان قرار گیرد از محتوا تهی کنند و در حد نسخه ایرانی روز والنتاین پایین بیاورند تا دختران و پسران ایرانی در جشن اسفندگان، خرس پوشالی و شکلات تخته ای و قلب هایی به بزرگی یک بالش و سیب سرخ عشق آتشین به همدیگر هدیه بدهند."