۱۳۸۸ تیر ۲۴, چهارشنبه

ملت غیور ایران توجه فرمائید اعدام خامنه ای

Image and video hosting by TinyPic


ملت غیور ایران توجه فرمائید ملت غیور ایران توجه فرمائید


رهبر فرزانه و شیاد ایران به دار آویخته شد

امروز همه ایرانیان در اعدام این رهبرشیاد یک پیک بسلامتی ایران نوشجان کنند



Image and video hosting by TinyPic

شهید موسوی

Image and video hosting by TinyPic




Image and video hosting by TinyPic

نماز جمعه را پنج شنبه می‌خوانیم!

Image and video hosting by TinyPic



Image and video hosting by TinyPic


"آیا در نماز جمعه شرکت میکند؟"

اشتباه نکنید! این پرسش یک جوان معترض به نتیجه انتخابات در مورد حضور موسوی در نماز جمعه پیش رو نیست؛ این پرسشِ مسوول گزینش محلی از همسایگان شخص پذیرفته شده در آزمون ورودی دانشگاه یا متقاضی استخدام در اداره ای دولنی در دهه شصت و اوایل دهه هفتاد است. پرسشی که پاسخ منفی به آن هزاران نفر را از تحصیل و کار در ایران محروم کرده است.

اکنون، سال ها پس از آنکه بی اعتنایی مداوم اکثریت قاطع مردم به نماز جمعه، پرسش فوق را از فرم های گزینش اداری حذف کرده یا آنرا پرسشی صوری ساخته است، گروهی با دعوت از این اکثریت بی اعتنا به حضور در این مراسم آنرا شیوه مناسبی برای اعتراض به خط رسمی حکومت یافته اند.

در این نوشته قصد ندارم درباره کارآمد بودن یا نبودن این روش یا نقش رفسنجانی بعنوان خطیب نماز جمعه- قلم بزنم. این نوشته پاسخ شخصی من به این پرسش است که آیا برای نشان دادن اعتراض یا رسیدن به هدف، استفاده از هر امکانی مجاز است؟ حتی اگر آن امکان مغایر باور و عقیده مان باشد؟

همانگونه که اینجا گفته ام یکی از مشکلات اصلی من و امثال من با رژیم این است که اجازه نمی دهند ما خود واقعی مان باشیم. حکومت، سال هاست فرهنگ و هنجارهای رسمی اسلامی را تبلیغ میکند و عدول از آنها را به هیچ روی نمی پذیرد. این مساله باعث شده عامه مردم آنجا که مجبور به نشان دادن اطاعت شان از این فرهنگ هستند غالبا دوچهره ای شوند و آنجا که نظارتی نیست نقاب از چهره برکشند و سعی کنند تا "خود" باشند

البته هستند گروهی که تاب مستوری نداشته و هزینه "غیر رسمی بودنشان" را با ترک وطن، از دست دادن موقعیت های شغلی-تحصیلی یا زندان و توبیخ می پردازند: از آن نقاش گیلانی که حاضر به دیدار خامنه ای نمی شود گرفته تا آن دختر جوان غیرسیاسی ای که هنگام خروج از خانه ارتفاع مانتویش را وجب نمی‌کند!

لازم به گفتن نیست که غاطبه این گروه، ایرانیان ثابت قدم ، تحصیل کرده و فرهیخته ای هستند که اگر تظاهر به پذیرش هنجارهای حکومتی کرده یا دستکم مخالفتشان را علنی نمی کردند می توانستند موقعیت های مالی- اجتماعی خوبی در ایران کسب کنند.

منِ غیرمذهبیِ مخالف حکومت که در تلاش نسبی برای خود بودن- از بسیاری مزایا و موقعیت ها محروم شده ام جهت حضور در نماز جمعه باید به یک پرسش ذهنی پاسخ دهم: اگر پوشیدن لباس ساده، گذاشتن ته ریش آنگونه که بعضی ها توصیه میکنند- و حضور خودم در نماز جمعه یا مراسم اعتکاف را برای رسیدن به سودی اجتماعی (که در نهایت سود فردی نیز در پی خواهد داشت) قابل توجیه بدانم آیا می توانم به طریق اولی حضورم را در دیگر مراسم مذهبی-حکومتی برای نیل به سودی شخصی کسب موقعیت مالی، اجتماعی- توجیه کنم؟

پارادوکس خنده آور این جاست که اگر امثال من اهل پیراهن روی شلوار انداختن، تسبیح به دست گرفتن، حضور در نماز جمعه و اعتکاف، توسل به نظر خمینی و مراجع تقلید و اذان گفتن بر پشت بام بودیم دیگر مشکل چندانی با حکومت نداشتیم تا به آن اعتراض کنیم!

جناب موسوی نشان داده که انسان صادقی است. صداقت را فدای مصلحت نکرده و به صراحت خط خود را از مخالفان رژیم، سکولارها و اپوزوسیون خارج از کشور سوا کرده است. شایسته است ما نیز چون او دستکم با خودمان- صادق باشیم.

نتیجه گیری من این است که اگر انسان مذهبی یا دستکم معتقدی هستید شرکت در نماز جمعه این هفته فارق از مفید بودن یا نبودن اش- عمل غیراخلاقی نیست ولی اگر پاسخ تان به پرسش ذهنی من مثبت است شرکت تان در نماز جمعه عمل کم فایده ای است چراکه راه های ایمن تری برای رسیدن به سود شخصی در این حکومت ظاهر پرست وجود دارد و اگر چون من غیرمذهبی سکولار هستید قبل از انداختن چادر بر سر یا گرفتن تسبیح به دست یکبار دیگر با خودتان خلوت کنید. راه های دیگری نیز برای حضور در جنبش سبز و نشان دادن اعتراض وجود دارد. راه هایی که مستلزم کتمان شخصیت و اندیشه هایتان و پاشیدن رنگ سبز بر صورت کبودتان نباشد. شیوه هایی که میتواند بجای نماز جمعه درغروب پنچشنبه اجرا شود!

حضور "همه" ایرانیان در خیابان های مختلف در سرتاسر ایران و ایجاد تجمعات پراکنده در روز شهدای جنبش(پنجشنبه و جمعه) در ساعت 5 تا 8 شب(با همراه داشتن عکس شهدا)/// همچنین با توجه به اطلاعات موجود مبنی بر اختلافات به وجود آمده در سطوح مختلف نیروهای نظامی و امنیتی، پیشنهاد شده است که به هنگام عبور از پایگاه های سپاه،نیروی انتظامی و بسیج با اهدا و یا قرار دادن یک "شاخه گل" و نیز ثبت این تصاویر توسط فیلم و عکس ، بار مستقیم این جنایات را بر دوش و وجدان تک تک سپاهیان و افراد نظامی خواهیم گذاشت (که به این وسیله انشقاق بین نیروها عمیق تر می شود)و نیز با پخش این تصاویر، فشار عمومی این نیروها را تا مرز شکست پیش خواهد راند و مظلومیت مردم ما بیش از پیش آشکار خواهد شد


۱۳۸۸ تیر ۲۳, سه‌شنبه

دیدار و همدردی موسوی با خانواده سهراب

Image and video hosting by TinyPic

گویا نیوز:شامگاه سه شنبه (حدود ۹ و سی دقیقه شب) ميرحسين موسوي به همراه همسرش زهرا رهنورد در منزل سهراب اعرابي كه در جريان اعتراضات به نتيجه انتخابات و در حوالي ميدان آزادي ظاهرا بر اثر تيراندازي نيروهاي بسيج كشته شد، حاضر شدند و با خانواده اين جوان ۱۹ ساله ابراز همدردي كردند.


Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic

اجازه نخواهیم داد خون این جوانان پایمال شود.

موسوی در ادامه سخنانش به خانواده اعرابی اطمینان داد که در پیگیری ماجرای شهادت سهراب و سایر شهدای درگیری های اخیر در کنار آنها خواهد ماند و خانواده های داغدار را تنها نخواهد گذاشت.

در این دیدار به علت ازدحام بیش از حد جمعیت امکان گفتگوی طولانی میان میرحسین و خانواده اعرابی میسر نشد.

مردم در مقابل منزل سهراب با سر دادن شعار حمایت خود را از میرحسین موسوی اعلام کردند. آنها همچنین در شعارهای خود از موسوی خواستند تا نگذارد خون های ریخته شده پایمال شود.

میرحسین موسوی، پیش از این نیز با خانواده یکی دیگر از شهدای راه آزادی دیدار و از آنها دلجویی کرده بود.

پروین فهیمی، مادر سهراب اعرابی نیز پس از این دیدار، در گفتگو با تلویزیون بی بی سی فارسی گفت که ماجرای مرگ پسر 19 ساله اش را پیگیری خواهد کرد.

او که از اعضای گروه مادران صلح است به بی بی سی گفت که به نهادهای داخلی و خارجی شکایت خواهد برد.

دعوت جبهه ملی ایران

Image and video hosting by TinyPic


به نام خداوند جان و خرد

دعوت جبهه ملی ایران به گردهمایی برای گرامیداشت شهدای سی ام تیر و تمامی شهیدان راه آزادی ایران

" ای مردم، من به جرات می گویم که استقلال ایران از دست رفته بود، ولی شما با رشادت خود آن را نگهداشتید ... ای کاش مرده بودم و ملت ایران را این طور عزادار نمی دیدم ... "

دکتر محمد مصدق

سی ام تیرماه 1331

پنجاه و هفت سال پیش، که جنبش نوپای ملی ایران به رهبری دکتر محمد مصدق، بر آن بود ، تا در عرصه سیاست داخلی آزادی انتخابات و مطبوعات و استقرار حاکمیت ملی بر اساس قانون اساسی مشروطه را به منصه ظهور رساند و در پهنه سیاست خارجی، موازنه منفی و ملی شدن صنعت نفت را برای ملت ایران به ارمغان آورد، مانعی عمده بر سر راه بود، و آن اینکه، استبداد وقت می خواست تا با رویکردی انحصارگرایانه، قدرت مطلق را در دست داشته باشد و با تحریف و نقض قانون اساسی مشروطه که ثمره جان و اندیشه کوشندگان راستین راه آزادی بود، ابزار کارایی و مجال عملکرد دولت قانونی را محدود سازد، که استعفای اعتراض آمیز دکتر مصدق و جنبش اعتراض مدنی پس از، آن پیش بینی ها و معادله های تصاحب قدرت و تسلط بر قوه مجریه را بر هم ریخت .

دولت منتصب به دربار، در آغاز کوشید تا با تکیه بر نیروی قهریه تفنگ و سرنیزه، و ایراد خطابه های تهدیدآمیز و عوامفریب، مشروعیتی میان تهی را برای خویش فراهم آورد، غافل از آن که روح جمعی و خودآگاهی ملی، وجدان ملتی را به خروش آورد که ارزش های از جان گرانبهاتر خود، آزادی و منافع ملی را در خطر می دید . حضور صلح آمیز و اعتراض مدنی ایشان را حاکمیت استبدادی برنتابید و به خشونت و ددمنشی دست یازید و خون شمار زیادی از فرزندان پاک نهاد این مرز و بوم را بر سنگفرش های میدان بهارستان روان ساخت، اما در عزم راسخ ملت ایران خللی وارد نگردید و استبداد مطلقه را به عقب نشینی و تمکین وادار ساخت که به خواست مردم گردن نهد .

خون آن شهیدان سرفراز، زمان و مکان را درنوردیده است و در شریانهای تاریخ این کهن بوم بر ساری و جاری است . خون هایی که نهال های برومند دیگری را آبیاری ساخت و فرزندان سربلند دیگری را در سایه سار آنها پرورید، که حماسه های جاودانه دیگری را رقم زنند . حماسه 16 آذرماه 1332 ،حماسه نهضت مقاومت ملی، هشت سال دفاع میهنی، هجدهم تیرماه 1378 و ... تا حماسه های خونبار و سترگ خردادماه و تیرماه هشتادوهشت که هر یک چامه ای سرشار از افتخار و اندوه است .

اکنون ماییم و میراث آن جان باختگان آرمانخواه، که جهانی دیگر و ایرانی آزاد و آباد را می خواستند رقم زنند و در این امید جان گرامی به نثار آوردند. به یاد ایشان، به یاد شهیدان سی ام تیرماه، به یاد شهیدان راه آزادی و مردمسالاری و منافع ملی، و با درود به شهیدان پویش و خیزش آگاهانه و مدنی خرداد و تیرماه هشتادوهشت، گردهم می آییم و با نثار گل و ادای احترام بر مزار متبرکشان در ابن بابویه، نام و یاد و راهشان را گرامی میداریم .

آن عاشقان سرزه که با شب نزیستند رفتند و شهر خفته ندانست کیستند

فریادشان تموج شط حیاط بود چون آذرخش در سخن خویش زیستند

مرغان پرگشوده توفان که روز مرگ دریا و موج و صخره برایشان گریستند

زمان : سه شنبه سی ام تیرماه - ساعت 17

مکان و محل حركت : میدان هفت تیر جنب مسجد امام جواد


تست هوش برای آخوندها



Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic

ترجمه گفتگوی شاهزاده رضا پهلوی در راديو اروپا


Image and video hosting by TinyPic



Image and video hosting by TinyPic


ژان پیر: رضا پهلوی، شما به پاریس تشریف آورده اید، درود بر شما و خوش آمديد. در این جا می خواهم یادواری کنم که شما پنج ماه پيش از این به جامعه ی اروپا اعلام کرديد که مردم ايران، بالاخره پرانتز سی سال تاريکی را بسته اند.

رضا پهلوی : کاملا، رويدادهايی که در سه هفته ی پيش رخ داده اند، یک فصل نوينی را در مرحله ی آخر وجود اين رژيم که در حال نابودی است پدید آورده اند.

من از اين جهت اين را عنوان می کنم که نه تنها بحث از بين رفتن کامل مشروعيتی که در حال حاضر تنها متعلق به ملت می باشد، در میان هست، بلکه سخن بر سر اين هم هست که يک «بيداری همگانی» پيش آمده است، نه تنها در ايران، بلکه در همه ی جهان؛ بیداری نسبت به اين که اين رژيم کاملا يک رژيم غاصب هست و با بهره گیری از ترور و ديکتاتوری می خواهد خواسته ی خودش را تحميل کند.

ژان پیر: با اطلاعاتی که شما داريد، سرکوب در ايران هنوز ادامه دارد. اين سرکوب چه کسانی را در بر می گيرد؟

رضا پهلوی : ببينيد، شوربختانه تصميم آقای خامنه ای تصادفی و پیشامدانه نبود! او یک خط قرمز کشيده است و رژيم تلاش خواهد کرد که خودش را تحميل کند و برای اش مهم است که پا بر جا بماند. و در اين شرايط ويژه هست که دنيا بايد متوجه باشد که این يک جامعه است که سرکوب شده است، و این جامعه نياز به همیاری و پشتيبانی دارد تا خود را تنها حس نکند!

ژان پیر : در خيابان ها و پشت بام خانه های تهران، فرياد مرگ بر ديکتاتور سر داده می شود، چه کسی هدف اين شعار ها است؟

رضا پهلوی : هدف آنها، ولی فقيه است، و زمانی که به ولی فقيه نه می گويند، يعنی به ساختار نظام نه گفته اند! و البته يک چيزی را فراموش نکنيد! بيش از سی سال است که به هم ميهنان من حق گزینش آزادانه را نداده اند!

ژان پیر : در گذشته نيز به آنها داده نمی شد؟!

رضا پهلوی : آن داستان ديگری است! من درباره ی رژيمی گفتگو می کنم که کانديداها را از يک صافی صلاحيت رد می کند، و در نهايت حق گزینش از ميان دو سه نفر را که همگی از پيش تعيین شده اند می دهد.

اين جنبش از میانه ی ارديبهشت ماه آغاز شده است و رويدادهايی که در سه هفته ی گذشته رخ داده اند، نشان از به سر آمدن تاب و بردباری مردم دارد! مردم ديگر از اين بيشتر نمی توانند رژيم را تاب آورند! خواسته های مردم زير پای اين رژيم لگد مال شده است، به وضيعت زنان از همان آغاز اين رژيم تا به امروز نگاه کنيد! فرياد و دادخواست مردم ايران در سراسر دنيای آزاد تنها داشتن آزادی، حق گزینش و فرمانروایی مردم بر مردم است...

ژان پیر : شما چه خواستی داريد که از اينجا می خواهيد اعلام کنيد؟

رضا پهلوی : چيزی که من درخواست می کنم، بسيار ساده است، «پشتيبانی جهانيان» از مردمی که تنها می خواهند آزادی گزینش داشته باشند. اين همان پدافند از آزادی است؛ همچنين نقش حقوق بشر نيز در ميان است. جهان حق دارد که بگويد: نبايستی در مسائل داخلی يک کشور دخالت کرد...

ژان پیر : جهان را فراموش کنيم! امروز ايران يک زندان است، امروز گزارشگری در ايران آزاد نيست، امروز در ايران، شبکه ی اينترنت از کار افتاده است،... آيا خواست امروز، همان پاسداری از داشتن همه ی آزادی ها برای مردم ايران است؟

رضا پهلوی : البته! يک ايران مردم سالار در آينده، کشوری که همه قانون های اش بر پايه ی منشور جهانی حقوق بشر نوشته شده است، يعنی کشوری که از حقوق شهروندان، از هر انديشه و گرايشی، پاسبانی خواهد کرد، نه تنها آزادی را باز خواهد يافت، بلکه از کسانی که در اين نظام، ناخواسته و اجباری کار می کنند، با بهره گیری از يک بخشش بين المللی و بازنگری ملی، نگهداری خواهد کرد! «به عبارت دیگر، بخشش عواملی که حتی در برخی گاه ها، از آنان به عنوان بازوی زور رژيم بهره برداری شده است.»

ژان پیر : از ديد غرب و به عبارتی از دید همه ی جهان، احمدی نژاد و دولت اش، قدرتمند است و پيروانش را نیز همچنان دارد! باور و ديد شما درباره جزئيات اين در هم شکستن جامعه ی کنونی ايران، و يا در کل، در هم شکستن رژيم ايران، چيست؟

رضا پهلوی : به گمان ام همه می دانند که آن چیزی که رژيم با آن روبرو شده است در هم شکستن است. برای نمونه مخالفت رفسنجانی با آقای خامنه ای و يا به عبارتی اختلافات در درون نظام! تنها اين نيست! يک رژيم تماميت گرا، تلاش خواهد کرد که خود را تحميل کند. هميشه به همين گونه بوده است، برای نمونه رفتار رژيم مسکو در جنگ سرد!

ولی چيزی که بسار مهم است، دانستن اين امر است که هيچ رژيمی در دراز مدت، بدون داشتن مشروعيت و تنها با بهره گیری از فشار نتوانسته است پا بر جا بماند! تاريخ درستی اين موضوع را نشان داده است!

ايرانيان امروز تنها نيستند. من هيج زمان در طول تاريخ ايران، همچنين تاريخ معاصر، یک چنين پشتيبانی جهانی ای را از مردم ايران نديده ام!

ژان پیر: رضا پهلوی، ديروز در پاريس، همه ی گروه های مخالف رژيم با شما گرد هم آمدند. درباره چه فعاليت هايی که از اين پس بايستی دنبال دنبال شوند هم انديشی کرديد؟

رضا پهلوی : همبستگی همه ی نيروهای مردم سالار بدين معنی است که اهميت، پيش از همه چيز برای آينده يک کشور، رسيدن به آزادی است، و از آن لحظه هست که گروه ها ی گوناگون با باور های دگرگون، آغاز به کار خواهند کرد تا بهترين روش را برای انجام اين دموکراسی ارائه دهند.

امروز، جمهوری خواه و پادشاهی خواه، نيروی چپ و نيروی راست، همگی دور هم گرد آمده ايم ودر يک طيف گسترده ای که در بر گيرنده ی انديشه ها و بينش های سياسی گوناگون هست، به «یک نگرش یگانه از يک ايران مردم سالار» رسيده ايم.

ژان پیر : خواست شما چيست؟ از این رو این را می پرسم که در گفت و گوی پيشين و زمانی که درباره ی واپسین کتاب شما گفتگو می کرديم، شما، فعاليت های غير خشن را پيشنهاد نموديد، و حتی از گاندی و نلسون ماندلا به عنوان پیروان «نافرمانی مدنی» ياد کرديد!

رضا پهلوی : بله، اين بسيار مهم است!

ژان پیر : آيا امروز با وجود اين همه خشونت در کشور شما، نافرمانی مدنی روش درخورندی است؟

رضا پهلوی : شما مانند ديگران خواهيد ديد که از یک ديد واقع گرايانه، نمی توان هرروز راهپیمایی بزرگی را در خيابان ها راه انداخت! و نبايستی نگران اين بود که امروز يک ميليون در خيابان ها بودند و فردا 300 هزار نفر و شايد در دو هفته ی آينده سه هزار نفر! اين مهم نيست! مهم اينست که مردم به يک مرحله ی بی اعتمادی و نبرد با اين رژيم رسيده اند. در اينجا يک رژيم غاصب وجود دارد! نه تنها احمدی نژاد، بلکه تماميت نظام، يک رژيم غاصب است.

ژان پیر : نافرمانی مدنی در اين شرايط، به چه شکل می تواند اجرا شود؟

رضا پهلوی : اين می تواند به شکل اعتصابات باشد، به شکل سرباز زدن از کار برای رژيم، و به طور کلی تيره ساختن زندگی برای رژيمی که حتی نمی تواند روی کمینه ای از همياری از سوی مردم حساب کند.

مانند سخن گاندی که می گفت: اگر صد ميليون هندی تصميم به قطع همکاری با صد هزار گماشته ی دولت بريتانيا را بگيرند، اين دولت چگونه می تواند در هند پا بر جا بماند؟

ژان پیر : اين بدین معنی است که مردم ايران وارد مرحله ی نوينی از مقاومت فعال و صلح جويانه شده اند؟

رضا پهلوی : کاملا درسته، اين چيزی است که ما هم اکنون شاهد آن هستيم. در برابر، از ياد نبريم که رژيم همچنان در حال فشار آوردن بر روی مردم است، اين فشار بسيار بيشتر از آن است که رسانه ها نشان داده اند، البته ايراد از رسانه ها نيست، همانگونه که می دانيد رسانه ها در ايران به طور کلی محدود شده اند!

ژان پیر : پليس تهران از مرگ 20 نفر به گفته ی آن ها « آشوبگر» و دستگيری 1000 نفر گزارش داده است. آ يا به نگر شما، ارقام بيشتر از اين است؟

رضا پهلوی : بله در کل کشور بيشتر از اين است، و شوربختانه گزارشی در اين زمينه پخش نشده است. امروز همه می دانند که بايستی چه کار کرد. رژيمی بر سر کار است که تمام تلاش خود را برای تحميل کردن اش به مردم، خواهد کرد، البته پیروز نخواهد شد! برای اينکه امروز حقیقت نزد مردم است و خواست و از جان گذشتگی آن ها ثابت کرده است که مردم ايران، مردمی هستند که ديگر ترس و هراسی ندارند، مردمی هستند که می توانند تصميم بگيرند، مردمی هستند که با هم همبسته شده اند تا از اين جنبش پشتيبانی کنند.

ژان پیر : آيا فکر نمی کنيد که هم صدايی ايرانيان خارج از کشور و همچنين قدرتهای جهان، خطرناک باشد؟

رضا پهلوی : به هيچ روی اين گونه نيست. ما درباره ی نوعی دخالت خارجی نیست که گفتگو می کنيم، همانگونه که پيشتر هم گفتم، موضع گيری دولت های خارجی، دال بر اينکه نبايستی در امور داخلی کشوری دخالت کرد را بسيار سنجيده می بينم، ولی بايستی يک «پشتيبانی جهانی» در نقاطی که کليدی هستند پدید آید. ايرانيان از جهانيان می خواهند که از آنها دفاع کنند، بر اين اساس که کشورهای آزاد جهان زير برگه ی منشور جهانی حقوق بشر را در سازمان ملل متحد امضا کرده اند. اين موضوع ربطی با یک برداشت صرفا احساسی از حقوق بشر ندارد، خیر، با این امضاء شما متعهد شده اید که به دفاع از حقوق بشر در جهان بپردازید.

ژان پیر : رضا پهلوی، فرانسه به تندی رویکرد خود را در برابر اين «رژيم اعلام کرد. باراک اوباما نخست با تامل و سپس اندکی پرخاشگرانه با اين موضوع برخورد کرد! نظر شما درباره ی اين دو چيست و امروز بايستی چه کرد؟

رضا پهلوی : به نظر من امروز، موضع گيری اساسی از برای پدافند از حقوق بشر و آزادی، يک اصل و اجبار برای کشورهای مردم سالار و آزاد جهان است که زير بيانيه ی حقوق بشر را امضا کرده اند.

اين يک موضع گيری با در نظر گرفتن منافع کشور نيست، بلکه يک اصل بشمار می آيد، و اين چيزی است که هم ميهنان من از جهانيان می خواهند. به عبارت دیگر، همه ی کمک ها و همياری هايی را که می توان به اين جنبش کرد، حال چه به شکل پشتیبانی مستقيم در گفتگو کردن با نيروی های دموکراتيک و يا به شکل غير مستقيم و با برقراری تحريم های «هوشمندانه» برای رژيم.

ژان پیر : آيا در واشنگتن، پاريس، لندن و حتی در برلين، مخالفين رژيم با مراکز دولتی در پیوند هستند؟

رضا پهلوی : همانطور که می دانيد، پراکندگی ايرانيان در جهان بسيار گسترده است، به ويژه در اروپا...

ژان پیر : آيا اين پیوند هست؟

رضا پهلوی : البته که هست، ولی مهم تر اين است که اکنون يک هماهنگی در اين ميان پدید آمده است. نه تنها در ميان خود مخالفين، بلکه با دنيای خارج از اپوزيسيون هم اين هماهنگی پدید آمده است. به اين معنی که دولت ها بايستی يک نوع فرمول گزينشی را برای رويارويی با اين رژيم پدید بياورند.


ژان پیر: از اين سال به بعد، شما تنها به عنوان فرزند شاه نبوده ايد. آيا فکر می کنيد که بالاخره بعنوان رضا پهلوی در صحنه حضور پيدا کرديد؟

رضا پهلوی : اگر پروانه بدهيد که بگويم، فکر می کنم که پس از 29 سال، شايستگی این را داشته باشم که بگويم که نه تنها هم ميهنان ام، بلکه بيشتر افراد در چهارگوشه جهان مرا به عنوان فردی می شناسند که دارای نگرش مستقل خود است، فردی که همراه با زمان حال و در پيوند با آينده می انديشد و هيچ پیوندی به گذشته ندارد. من باور دارم که امروز، اين موضوع برای همگان آشکارتر شده است.

ژان پیر: رضا پهلوی، از شما برای آگاهی ای که به رسانه های فرانسوی داديد سپاس گزارم.

تر جمه به پارسی اين گفتگو از سوی جنبش فرزندان کوروش

http://iranbbb.org/46642.htm