جمعه ۲۰ نوامبر ۲۰۰۹

سی آبانماه، سالگرد قتل پروانه و داریوش فروهر


Image and video hosting by TinyPic




پرستو فروهر - آرش فروهر

در بزرگداشت داریوش و پروانه فروهر در دهمین سالگرد به خون نشستگان، ما را همراهی کنید .

پرستو فروهر - آرش فروهر

مکان:

خیابان سعدی جنوبی، خیابان هدایت، کوچه شهید مردازاده، پلاک 22

زمان:

یکم آذر، ساعت 3 تا 5 بعد از ظهر ---------------سی آبانماه،

سالگرد قتل پروانه و داریوش فروهرآبانماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هفت خورشیدیشامگاه شنبه سی یم آبانماه یکهزارو سیصد وهفتاد وهفت خورشیدی ، داریوش و پروانه فروهر دو مبارز نستوه پیرو مکتب مصدق بزرگ ، بدست ماموران عالیرتبه وزرات اطلاعات نظام ولایت فقها بگونه وحشتناکی دشنه آجین و مثله شدند آنهم درخانه خودشان . جنایتی که در طول تاریخ نظیر آنرا به ندرت می توان یافت . نظامی که خود را مجری و تابع قوانین اسلامی معرفی می نماید و هرساله در ایام ماه محرم در عزای شهدای دشت کربلا سیاه پوش شده و دسته های عزاداری به راه می اندازد ، مرتکب جنایتی گردید که نه تنها روی حکومت امویان را بلکه همه جنایتکاران تاریخ را سفید نمود . لشگریان یزید در یک نبرد رویا رو ، امام حسین و یارانش را کشتند ولی آنقدر شرف ومردانگی داشتند که به آنها اجازه دفاع ازخود را بدهند و دراین نبرد هیچ زنی را نکشتند تا چه رسد که مثله نمایند اما فرستاد گان عالیرتبه وزارت اطلاعات حکومت ولایت فقها نیمه های شب به خانه دو انسان شریف که تنها گناهشان دفاع از استقلال وبرقراری آزادی و عدالت اجتماعی در کشورشان بود و عمر پربارشان را در راه سربلندی میهن ورجاوندشان سپری نموده بودند ، یورش برده داریوش فروهر رستم زمانه را که دوره نقاهت را پس از یک عمل جراحی خطرناک می گذرانید در نهایت قساوت ، ددمنشانه با دوازده ضربه دشنه به شهادت رساندند و پروانه فروهر (اسکندری) شیرزن بیشه ایران زمین را که در بستر بیماری آرامیده بود در نهایت سنگدلی با بیست و چهار ضربه دشنه مثله نمودند. دست اندرکاران نظام فقها !! با این جنایت فجیع ، عاشورای دیگری را در تاریخ رقم زدند. جهت گرامی داشت تمامی جانباختگان راه آزادی ومساوات از انقلاب مشروطه تا به امروز ، باید اول آذرماه را روز شهدا نامید و هر ساله در این روز سیاوشان دیگری برپا نمود .
هم میهن گرامی !رهائی ازاین مصیبت دردناک نیازبه همبستگی ملی دارد . بخاطر میهن در بندمان باید کدورتها و اختلافات را که خواست سران نظام است کنار نهاده و دست به دست هم داد و به پا خیزیم و با درس گرفتن از شکست های یکصد سال اخیر باکمک هم ، میهن در بندمان را از زیر سلطه ستمکاران رها ساخته و دوباره آباد سازیم و هم در یک دادگاه ملی، باند تبه کارنظام فقها را به جرم خیانت به کشور و جنایتهای فجیع و حیف و میل بیت المال ملت و خارج کردن ثروت های باد آورده خود و بستگانشان به خارج کشور و همچنین رواج گسترده فقرو فساد در جامعه ، دریک دادگاه علنی به پشت میز محاکمه نشاند و با اجرای عدالت، مردم سراسر ایران را برای همیشه ازشرظلم و ستم رها ساخت. درآن زمان است که به خواسته برحق تاریخی خود یعنی استقلال، آزادی، برابری و عدالت اجتماعی خواهیم رسید و هم روان پاک جانباختگان راه آزادی و عدالت را هم از خشنود نموده ایم.


پنجشنبه ۱۹ نوامبر ۲۰۰۹

مريم و مرضيه آزاد شدند


Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic


به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان، در نخستین ساعات بعد از ظهر روز چهارشنبه مورخه ۲۷ آبانماه ۱۳۸۸(در ساعت ۱۵:۰۰ به وقت تهران) درهای زندان اوین به روی جمعیت هیجان زدۀ خارج از زندان گشوده شد و مریم رستم پور و مرضیه امیری زاده پس از ۲۵۹ روز حبس آزاد شدند.
دنیای مسیحیت نزدیك به ۹ ماه مشغول دعا و شفاعت برای این زندانیان مسیحی بود. دیدن این همبستگی و اتحاد، محبت و دعای هزاران کلیسا و سازمان و خبرگزاریهای مسیحی در سراسر دنیا در تمام سطوح برای ایرانیان مسیحی در تلاش برای آزادی این عزیزان بسیار امید بخش و دلگرم کننده بود.
بسیاری از سازمانهای مدافع حقوق بشر، ایمانداران مسیحی و كلیساها در غرب برای آزادی "مریم و مرضیه" چه از نظر سیاسی و چه مذهبی با ارسال درخواست و طومارهایی برای مقامات و مسئولان حكومت ایران خواستار آزادی این دو هموطن مسیحی شدند.
ایمان تزلزل ناپذیر این دو دختر مسیحی ایرانی که بخاطر گرویدن به مسیحیت از اسلام با ارتداد و یا دست کم حبس ابد روبرو بودند، برای صدها هزار ایماندار ایرانی که همچون ایشان آزادی خود را بخاطر پیروی از محبت ی که در ایمان به مسیح بدست آورده اند به مخاطره انداخته اند مایۀ بسی دلگرمی و قوت قلب بوده است.
این دو شهروند مسیحی به آزادی که مولفه های آن همچنان در بند اسیر است قدم نهادند. این در حالی است كه اكنون آنان بسیار نحیف و رنجیده و در شرایط بد جسمی بسر میبرند که بخاطر عدم رسیدگی پزشک در زندان میباشد.
به گزارش fcnn ، سازمان ایلام که این خبر را منتشر نمود به نقل از کشیش سام یقنظر گفت: "مریم و مرضیه" الهام بخش همۀ ما شدند. عشق آنها به خداوند عیسی و وفاداریشان به خدا شهادت بسیار متحیرکننده ای است.
وی افزود: "با اینکه در زندان سلامت جسمانی آنان بسیار صدمه دیده است، لیکن همانطور که از ایشان انتظار میرفت امانتدار خوب خداوند بودند و در این راه درحضور خداوند شاد و خرسند هستند."
بنابر اظهارات ایلام: " و بر طبق گزارشها، علیرغم فشارهای وارده از سوی مقامات در طول جلسات سخت بازجویی و دادگاهی، این دو شهروند مسیحی از انكار ایمان خود سرباز زده اند.
مریم و مرضیه پس از آزادی از زندان بسیار کوتاه اعلام کردند: " کلمات قادر به بیان تشکراتمان از خداوند و ایماندارن مسیحی که برای آزادی مان در دعا و فعالیت بودند نیست."
مریم رستم پور ۲۷ ساله و مرضیه امیری زاده ۳۰ ساله كه نزدیک به ۱۰ سال پیش، از اسلام به مسیحیت گرویده بودند، در تاریخ ۱۵ اسفند ماه ۱۳۸۷( ۵ مارچ ۲۰۰۹ ) بخاطر اعتقادات و باورهای دینی اشان توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مدت ۲۵۹ روز را در زندان اوین بسر برند.
شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان FCNN، از تمامی کسانی که توجه عمیق به این مسئله نشان دادند و به طرق مختلف برای این موضوع در دعا و تلاش بودند، از سوی این دو خواهر مسیحی قدردانی و تشکر میکند.
مصائب "مریم و مرضیه" در واقع جدایی های عقیدتی و مذهبی را شکست و بدن مسیح را در یکپارچگی و دعا گرد هم آورد. ما همراه با تمامی مسیحیان آزادی این دو خواهر كلیسایمان را جشن میگیریم و از شما میخواهیم برای ایمنی ایشان در خارج از زندان، بهبود سلامت جسمی و روحی و برای حمایت از كلیسا ی ایران و ایماندران داخل در دعا باشیم.

یکشنبه ۱۵ نوامبر ۲۰۰۹

بيانيۀ شاهزاده رضا پهلوی در مورد ناديده گرفتن حقوق انسانی اقوام ايرانی



Image and video hosting by TinyPic



Image and video hosting by TinyPic

هم ميهنانم،
اعدام بی رحمانه ی احسان فتاحيان باری ديگر گوهر ضد انسانی و جَنَم ضد ايرانی ولايت مرگ وجهل را نمايان کرد؛ اين حکومت اشغال گر و ايران ستيز که برای بر جا ماندن خود دست به هرگونه پليدی و جنايتی می زند و در عين حال مدعی برخورداری از برترين حقيقت ها نيز است،آيا به راستی حق را نمايندگی می کند؟ آيا طی اين سی سال هرگز انسان را رعايت کرده است؟آيا طی اين سی سال هرگز ايرانيت را به جا آورده است؟ پرسش اين است: اين ها برامده از کدامين وحشت سرای تاريخ،برخاسته از کدامين سنت و مکتب اند که از هنگام ورود ناگوار اش به خاک ايرانزمين،برای ايران و ايرانی جز رنج و درد و مرگ هديه ی ديگری نداشته و چيزی، جز رگبار اندوه وطوفان بيم نبوده است؟ايرانيان،آنچه که خمينی پايه گذاشت و کسانی، غرقه در نوستالژی خون و خشونت، امروز از آن به راه طيبه ی امام ياد می کنند و خواهان بازگشت تام و تمام به آن اند، يک نظام آپارتايد محض بود که برترين ويژگی اش، تا به همين امروز، بخش کردن انسان ها به خودی و غير خودی، و يا، کافر ومومن بوده است؛ کافر، و يا غير خودی، هر آن کس است که خواستار حق است و معترض وجستجوگر آزادگی و آزادی، و مومن نيز کسی ست که به پشتيبانی کورکورانه از اقلیت حکومتی برخيزد و خارج از مدار نَفَس گير ولايت گام ننهند، چرا که جز اين، شايسته ی بزرگ ترين کيفر ها خواهد بود.
هم ميهنانم،
نظام آپارتايد ولايی که سيادت و سروری يک طيف غير مولد را بر همه ی ديگر قشر ها و گروه های اجتماع رسميت بخشيده است، برای خود حق مطلق تفسير و روايت در همه ی زمينه های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و سياسی و دينی قائل است و با تکيه به اين حق مطلق، که اصولا ناقض هر گونه برداشت اصيل از مفهوم حق است، هر آن کس را که مطابق منافع او عمل نکند،محارب، مفسد و مُرتد ناميده و در نهايت به حذف و نابودی فيزيکی اش دست می زند.در اين ميان آن دسته از هم ميهنان ما که بطور آشکار از آئين و مکتب ولايت محوران حکومتی پيروی نمی کنند، هدف فشارها و تبعيض های دوگانه هستند؛ در کناردراويش و عارفان ميهن ما که حکومت فقيهان از هيچ فرصتی برای پايمال کردن حقوق اوليه ی آنان چشم پوشی نمی کند، دو تا از شريف ترين و بلند آوازه ترين تيره های قوم ايرانی، يعنی بلوچ ها و کردها، بزرگ ترين رنج ها رادر اين سی سال برده اند. آن ها از هر غير خودی ای غير خودی تر شمرده شده اند، و اين در حالی ست که تاريخ ايران بدون اين راستين ترين فرزندان ايرانزمين پنداشتنی نيست و اصولا تمدن ايرانی هرگز هيچ يک از فرزندان خود را غير خودی ندانسته و امروز نيز نمی داند؛
عزيزانم،
در فردای برچيده شدن اين نظام آپارتايد و اشغالگر که جز ويرانی ايران و خواری ايرانی دستاوردی نداشته است،همه ی فرزندان کوروش برای ايرانی آباد و آزاد، شانه به شانه ی هم خواهند کوشيد ودر زير آسمان آبی ايرانشهر، همه ی ايرانيان پاک نهاد با هم در شادمانی و آسايش و آشتی خواهند زیست.
هم ميهنان،
شک نکنيم: در ايرانی که از دست اغيار بد نهاد باز اش خواهيم ستاند، هيچ کس بر هيچ کس برتری نخواهد داشت.مرگ اجباری و نابهنگام احسان عزيزم را از سوی ملت بزرگ ايران به خانواده ی گرامی و همه ی بازماندگان و دوستان اش تسليت می گويم و خود را در اندوه بزرگ شان شريک می دانم؛ خون او به هدر نخواهد رفت، وايرانزمين نام يکايک فرزندان دلير اش را در حافظه اش ثبت خواهد کرد.
خداوند نگهدار ايران بادرضا پهلوی
٢٣ آبان ماه١٣٨٨

شنبه ۱۴ نوامبر ۲۰۰۹

شاهزاده رضا پهلوی: آیا می توان ساکت نشست و هیچ نگفت؟

Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic
رضا پهلوی، وليعهد ايران، و يا به گفته هوادارانش "اعليحضرت شاه" رویدادهای پنج شش ماه اخیر ایران را شايد بيش از هر ايرانی ديگر در تبعيد پیگيری كرده باشد. من او را این هفته در هتلی در واشنگتن كه نزديك محل سکونت اوست ملاقات كردم. او به هنگام گپ معمولی مان تلفن همراه مجهزش را از جيب بيرون آورد تا از آخرين خبرهای تظاهرات خیابانی مردم در تهران مطلع شود. سركوب مردم و خفقان حاكم بر جامعه توسط دولت احمدی نژاد كه پس از انتخابات تقلبی تابستان در مقام خود ابقا شد، رضا پهلوی را به شدت خشمگين كرده است. او می گويد:«وقتی فکر می کنم که ما ايرانيان از طریق اين افراد جنگ طلب و حامی تروريست و کسانی که هولوکاست را منکر می شوند به دنیا شناسانده می شويم، آيا می توانم ساکت بنشینم و هیچ نگویم؟ من در برابر فعالیت هایم چشمداشتی ندارم ولی مبارزه می کنم زیرا مبارزه وظیفه من است."شاهزاده چهل و نه ساله ايرانی كه از زمان سقوط رژيم پدرش در تبعيد بسر می برد، شخصیتی سرشناس در میان سه تا چهار مليون ايرانی خارج از كشور است. وی، به ویژه پس از انتخابات اخير، بار دیگر خواهان انجام نافرمانی مدنی در داخل ايران و پشتيبانی گسترده جهانی از ايرانيان شده است. بسياری از هوادارانش از داخل ايران به وی خبر می دهند كه رژيم در حال فروپاشی است و او مشتاقانه در اتتظار سقوط رژیم است. رضا پهلوی می گويد: «پايان رژيم نژادپرست افريقای جنوبي، و نظاميان "خونتا" در امريكای جنوبی، و مهم تر از همه، سقوط اتحاد شوروی کمونیست فقط به دست مردم آنها صورت گرفت. لیکن هيچكدام از آنها بدون پشتيبانی کشورهای خارجی ممکن نبود. این پشتیبانی اما به معنی دخالت یک قوای اشغالگر نبود كه بيايد و رژيمی را عوض كند. به نظر من این کار هیچ مشروعیت ندارد».تجربه تلخ مداخله نيروی خارجی در عراق سبب شده تا رضا پهلوی به اهمیت بدفرجام چنین مداخلاتی بیشتر پی ببرد و پرهیز از آن را توصیه کند. وی معتقد است: «تغييرات در ايران بايد به وسيله نافرمانی مدنی و به دور از خشونت انجام گيرد و من بر اين موضوع تاكيد دارم. ما نمی توانيم تغيير را به هر قيمت بخواهيم زیرا موضوع یکپارچگی ایران برای ما مهم است. تغییرات باید ناشی از خواست مردم باشند. ولی مگر می شود با ناديده گرفتن عقايد مردم و آرای آنان، از خواست آنها مطلع شد؟» رضا پهلوی سپس می گويد با کمک اینترنت، که اینک به یک ابزار پرقدرت تبدیل شده است، می تواند تمامی رویدادهای داخل ایران را تقریبا در همان زمانی که روی می دهند پیگیری کرده و آن را به خدمت هماهنگ کردن پشتیبانی نیروهای هوادار دمکراسی و حقوق بشر در ایران بگیرد. به نظر می رسد این فعالیت نیروی او را افزون کرده و او را بیش از پیش مشتاق تغییر و تحول در ایران ساخته است. وی می افزاید: «همين الان كه داريم صحبت می كنيم مردم ايران باز هم در خيابان ها به دست لباس شخصی های چماقدار حکومت سرکوب می شوند». وی دليل این سرکوب را همانا جدائی مردم از رژيم می داند.رضا پهلوی اگرچه با هرگونه دخالت نظامی خارجی در كشورش به شدت مخالفت می ورزد، لیکن از قدرت های غربی، و به ویژه آمریکا که در پی برقراری گفتگو با رژیم اسلامی در تهران است، انتظار دارد که صریح و مستقیم از مردم ایران که به مخالفت با رژیم اسلامی برخاسته اند، پشتیبانی کنند. وی می گوید: «امروز مردم در خيابان های ايران فرياد مي زنند "اوباما، اوباما، يا با اونا يا با ما". اين پيام مردم ما به کشورهای خارجی است. ما به اوباما و ديگر رهبران دنيا می گوئيم كه به كمك شما نياز داريم. اگر مايليد كه با رژيم ما گفتگو کنید، به خودتان مربوط است، ولي آيا زمان آن نرسيده كه پس از سی سال با ما نیز گفتگو كنيد؟ جنبش سبز می گويد ما می خواهيم از اين رژيم عبور کنیم. هواداران جنبش سبز به پلورالیسم اعتقاد دارند و کسانی هستند كه می گويند ما بايد به عقيده هر كسی احترام بگذاريم و از آن دفاع كنيم. جوانان امروز ايران بسيار متفاوت از آن کسانی هستند كه سی سال پيش خواهان يك رهبر بزرگ با يک ايدئولوژی بزرگ بودند. هواداران جنبش سبز کسانی هستند كه حقوق بشر را به مثابه خشت اول همه خواسته هايشان پذیرفته اند. آنها خواهان نظامی مبتنی بر عدالت هستند و نه نظامی که در آن یک نفر بگويد: "من تنها نماينده خداوند بر روی زمين هستم و قانون همان است كه من می گويم"».شاهزاده رضا پهلوی تظاهرات چند ماه گذشته را كه اکثر آنها به دست سپاه پاسداران به خشونت كشيده شد، بسيار موثر می شمارد و می گويد: «مخالفت با رژيم و درک ضرورت تغییر، با وجود تلاشی که رژیم برای سرکوب و تحمیل خشونت و خفقان می کند، تقریبا به نقطه جوش رسیده است. چيزی كه دنيای خارج بايد درك كند اين است كه با نزدیک شدن به این نقطه، رژیم نیز بیش از پیش به فروپاشی نزدیک می شود. تهديد رژیم از سوی مردم بزرگترين و تنها برگ برنده در دست جامعه بین المللی است. این نکته بسی مهم تر از مذاکرات بی نتیجه و دیپلماسی شکست خورده است».رضا پهلوی گمان نمی کند که جهان غرب و به ویژه آمریکا متوجه این نکته باشند. از همین رو می افزاید: «اگر مردم در خیابان های تهران شعارهایی به زبان انگلیسی حمل می کنند، برای این نیست که نشان دهند انگلیسی بلدند! آنها می خواهند به جهان خارج پیام دهند. غرب بايد چشم هایش را باز کند و ببيند كه پایه های رژيم ترک برداشته و نمی تواند مدتی طولانی دوام بیاورد. نمی توان با باتوم بر سر مردم کوبید و امید داشت که آرامش برقرار شود».وی سپس می افزاید: «مهره های اصلی حكومت در تهران همگی می دانند مشروعيت رژيم به پرسش کشیده شده است. مذهبی های افراطی از چگونگی روند مذاکرات هسته ای به خشم آمده اند اما موضوع درگیری ها از پرده بیرون افتاده و آنها دیگر نمی توانند اختلافات خود را پنهان کنند».به نظر رضا پهلوی اعتراضات و تظاهرات داخل تاثير مهمی بر مذاكرات هسته ای داشته است. او می گوید: «چرا احمدی نژاد که منكر هولوكاست است در مذاكرات وين انعطاف نشان می دهد؟ زیرا او به عنوان رییس قوه مجریه دارد نتیجه کارهایش را در خیابان های تهران می بیند. و سپاه پاسداران به او می فهماند که حرف آخر را در این میان چه کسی می زند.» وی می افزاید: «اگر غرب با دیدن نرمش از سوی رژیم، از پشتیبانی مردم برای اینکه جمهوری اسلامی را پشت سر نهند، دست بردارد آنگاه ما در برابر تهدیدهای هسته ای تسلیم شده ایم. ما هنوز یک فرصت زمانی داریم و این برای مردمی که هم اکنون در تل آویو زندگی می کنند مسئله مرگ و زندگی است.»او می گويد: منافع غرب در تغییر رژیم به مراتب بیش از فقط رفع تهدیدات هسته ای است چرا که آن وقت «با پشتيبانی رسمی رژیم ايران از تروريست ها چه خواهيد كرد؟ با موضع قدرت روسيه در كنترل كامل منابع گاز و نفت برای ارسال به اروپا چه خواهيد كرد؟ شما فعلاً در حال بازی موش و گربه هستید. ولی به زودی دیگر خیلی دیر خواهد بود».شاهزاده رضا پهلوی بهترین حالت را در اعمال تحریم های بیشتر با پشتیبانی سازمان ملل متحد می داند لیکن معتقد است روسيه و چين مانع تراشی خواهند کرد و اين امر فقط به دلیل منافع استراتژيك و بازرگانی اين دو كشور در ايران نيست: «امروز در ايران مردم پلاکاردهایی را حمل می کنند که بر آنها نوشته شده است: "مرگ بر روسيه» و «مرگ بر چين". دیگر سفارت امريكا لانه جاسوسی نيست بلکه مردم شعار می دهند: "سفارت روسيه، لانه جاسوسيه". روس ها، برای نخستین بار از زمان پتر كبير به این سو، با دسترسی به آبهای گرم در ایران جا خوش كرده اند. این رژيم شديداً وابسته به پشتيبانی روس هاست و از همین رو آنها نیز به پشتيبانی از رژيم اسلامی در مقابل امريكا و اروپا ادامه می دهند. رژیم بدون اين پشتيبانی هيچ تکیه گاهی ندارد و خود و طرفدارانش هم اين را به خوبی می دانند».شاهزاده رضا پهلوی می افزاید: «حتی اگر سازمان ملل نتواند با تحريم ها موافقت كند ما هنوز امکان تحريم های چندجانبه رادر اختيار داريم به اضافه توافق هائی كه می تواند بين امريكا و متحدان اروپایی اش انجام گيرد. ما به تحريم های هوشمند نياز داريم تا رژيم و دستگاه حكومتی را تضعيف كند. ولی من از هيچ اقدامی كه به مردم صدمه بزند پشتيبانی نمی كنم». وی تأکید می کند: «به عنوان مثال، می توان دارائی ها و سرمايه های سران رژيم و هم چنین سرمایه های سپاه پاسداران را در خارج هدف قرارداد و محدودیت هایی را برای سران رژیم و سپاه از جمله در مسافرت های خارجی و صدور ویزا تشدید کرد.» رضا پهلوی هنوز هم نمی تواند نرمش غرب را به ویژه در مورد مسئله مهمی مانند تولید سلاح هسته ای توجیه کند و می گوید: «آنها با رژيم فاشيست در آلمان نازی جنگيدند، با رژيم نژاد پرست در افريقای جنوبی مقابله كردند، همچنين با حكومت های توتاليتر در بلوك شرق مبارزه کردند. حالا ما امروز در ايران رژيمی داريم كه ترکیبی از هر سه آنهاست و هيچكس كاری علیه آن انجام نمی دهد».وی ادامه می دهد: «نشانه ديگری كه سبب می شود وابستگان به رژيم احساس كنند زمانشان به پایان نزدیک می شود این است که همگی نگران آینده شان هستند و اینکه در صورت فروپاشی رژیم چه برسرشان خواهد آمد. به همین دلیل، من عدم خشونت را توصيه می كنم؛ نوعی مصالحه و بازنگری همگانی مانند آنچه در افريقای جنوبی روی داد. ما به تمام مردم نياز داريم تا خود بخشی از راه حل برای رسیدن به يك جامعه آزاد باشند» و می افزايد :«من از زمان جنگ ايران و عراق با اعضای سپاه پاسداران تماس داشته و دارم. من می دانم كه آنها می دانند وضعيت ديگر قابل ادامه نيست. اين سپاهيان هم سن و سال خود من هستند. آنها در زمان جنگ جوانانی كم سال بودند كه كلاشنیكف به دست در جبهه ها می دويدند ولی امروز آنها در سنين بالای چهل و پنجاه و دارای خانواده و فرزندند. آنها دچار سردرگمی شده اند. آنها می گويند اين آن چيزی نیست كه ما به خاطرش جنگيديم. می توانيد تصور كنيد كه بسیاری از آنان مايل به كناره گيری هستند ولی، همزمان، نگران زندگی خود و خانواده شان پس از تغيير رژيم اند. راه حل اين مشكل بايد بر مبنای عفو عمومی و آشتی ملی باشد. مجازات اعدام بايد حذف و بر دور خشونت نقطه پایان نهاده شود».رضا پهلوی باور دارد که: «حكومت دينی اعتبارش را از دست داده و مذهب ديگر خط ممنوعه برای گفتگو نيست. همان مردمی كه سی سال پيش فكر می كردند خمينی منجی آنهاست، امروز می گويند اشتباه كرده اند. ايران به پایان یک چرخه تاریخی رسیده است».شاهزاده رضا پهلوی با اشاره به توصیه رونالد ريگان به گورباچف که بیست سال پیش [که با اشاره به دیوار برلین] به او گفت: «آقای گورباچف، این دیوار را خراب کنید!» می گوید: «آقای خامنه ای، این دیوار را خراب کنید!» وی پس از سی سال، هنوز غربت را دردناک می داند و می گوید: «من دوران کودکی ام را به یاد دارم. تمام مناظر کشورم را از آن دوران به خاطر دارم و هر جای دنیا که باشم به یاد کشورم هستم. من کشورم را نفس می کشم. آن را زندگی می کنم. من می خواهم برای سرزمینی که وطن می خوانمش، کاری انجام دهم.این وظیفه من است».در پاسخ این پرسش که آیا آماده است بر تخت پادشاهی بنشیند، می گوید: «من هرگز به اینکه چه نقشی در آینده داشته باشم، نبوده ام و امروز فقط یک مأموریت برای خود قائل هستم: قصد دارم هم میهنمانم را تا جایی همراهی کنم که بتوانند آزادانه به پای صندوق های رأی رفته و خود درباره سرنوشت خویش تصمیم بگیرند. آن روز وظیفه من به پایان می رسد. پس از آن، اگر مردم هنوز بخواهند که من نیز نقشی داشته باشم، اعلام خواهند کرد و اگر هم نخواهند، من بر آن گردن خواهم نهاد».
شنبه 7 نوامبر 2009کیهان آنلاین

پنجشنبه ۵ نوامبر ۲۰۰۹

اصل های نخستین جنبش ملی ما هستیم

Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic
1- تلاش در راستای زنده کردن فرهنگ ایرانی و پایان بخشیدن به اشغال کشورمان توسط فرهنگ عرب( نه اسلام).
2- هر ایرانی با هر مذهب و گرایش سیاسی(جمهوری خواه، پادشاهی خواهان، مجاهدین خلق، کمونیست ها و حتی طرفدار جمهوری اسلامی) در بیان نظرات خود آزاد است و هیچ کس حق ندارد مانع او گردد.
3- نفي هرگونه تبعيض از لحاظ جنسيتي ،نژادي،قومي، عقيدتي و مذهبي
4- رعایت احترام دیگران و عدم استفاده از الفاظ زشت و نازیبا چه در اظهار نظر و چه در نقد یا رد نظر دیگران.
5- عدم استفاده از شعار مرگ برای افراد.
6- هرگونه تغییر در ایران باید به وسیله مردم ایران چه در داخل و چه در خارج از کشور انجام گیرد چون به غیر از مردم ایران هیچ دولت بیگانه ای به فکر مردم و منافع ملی ایران نیست.
7- هر فرد در این جنبش خود یک رهبر است.
دوستان لطفا این اصل ها را برای یک هفته به صورت روزانه بخوانید . بدانید که اگر به هر یک از این اصل ها پایبند نباشید نمی توانید بگویید شما عضو "جنبش ملی ما هستیم" هستید.این را هم به یاد داشته باشیم که ما هستیم در جواب ما نبودیم هست نه در جواب ما نیستیم. -- ما پیروزیم چون حق باماستزنده باد آزادیپاینده باد ایران و ایرانی آرش کمانگیر

سه‌شنبه ۲۷ اکتبر ۲۰۰۹

سخنرانی کوروش بزرگ بعد از فتح بابل


Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic

روز کوروش بر همگان مبارک باد


به نام ایزد جان و خرد

ایزد یکتایی که لحظه به لحظه او را بیشتر درک میکنم

ای مردم بابل ما همه بندگان اهورا مزدا هستیم...ما نه پیروزیم و نه شکست خورده!ما امروز در سراسر این سرزمین پهناور همگی با هم برابریم...همگی آزادیم...و همگی پاکیم.ما همگی دوستیم ما تنها یک دشمن داریم و دشمن همه ی ما اهریمن است و جز او دیگر سایه ای نیست.ما همگی نوریم...سربازان اهورامزداییم.از این لحظه من پادشاهی ام رابر این مبنادر تمام کره ی خاکی در سراسر این خاک پهناور که به فرمان من است اعلام میکنم.از این پس نام شاهنشاهی ما هخامنشی خواهد بود و این را به یاد پدر بزرگ عزیزم که بخشی از اندیشه های نیک او به من به ارث رسید به عاریه بر می دارم.ما از این لحظه اندیشه و دین هر کس را محترم خواهیم دانست.هر کس به دین خودش خواهد پرداخت هر کس نتیجه ی انتخاب خود را خواهد دید.هیچکس حق تجاوز به حقوق دیگری را ندارد از این لحظه تمام بردگان آزادند.من تمامی گناهکاران را از این لحظه بخشیدم هیچکش مغضوب من نیست هیچ بابلی از آن چه بوده نترسد این یک بخشایش عمومی است.و زنان بالشاسر که در حرمسرای بابل بوده اند از این لحظه آزادند مال و اموالی در حد بازرگانی ثروتمند به هر یک از شما داده می شود و بعد شما می توانیدبه هر جای ایران پهناور از هند تا مصر و از توران تا یونان که خواستید بروید.شوهر شما مرده و شما وارثان او هستید داشته های شخصی خودتان را بردارید و از کاخ خارج شویدتمامی خزانه ی بالشاسر در میان مردم همین شهر به مساوات تقسیم خواهد شد.میان مرد و زن پیر و جوان و کودک تمایزی نیست.هر کس در قلمروی من به لطف اهورا مزدا زندگی میکند از حقی مساوی با همه برخوردار است.تمامی تبعیدیان با هزینه حکومت هخامنشی به شهر و کشورشان باز خواهند گشت.و با هزینه ی هخامنشی شهر ها و معابدشان دوباره راه خواهد افتاد.من تا زمانی که به تمام سخنانم جامه ی عمل بپوشانم در این شهر خواهم ماند.آری زمین مقدس است...ما نیز یک به یک مقدسیم...این اهورا مزداست که ما را مقدس آفریده..و ما جهان زیبا را زیبا تر خواهیم کرد برای چنین هدفی همگان کار خواهند کرد...همه به دین و زبان خویش خواهند پرداخت و همه آزاد خواهند بود.


پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت روز کوروش بزرگ



Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic


به نام ایران و به نام مردم ایران

ایرانیان،
۲۵۶۸ سال پیش از این، مردی بر تخت شهریاری ایرانزمین برنشست که نام اش می بایست با نام ایرانزمین گره خُورَد. کوروش هخامنشی، در پیرامونی به سیاست ورزی پرداخت، که تیره های ایرانی در پراکندگی به سر می بردند و در فراسوی مرزهای ایرانزمین نیز، خشم و کین و بی قانونی و تاریک اندیشی فرمان می راندند. او اما، با همبسته کردن همه ی ایرانیان زیر یک پرچم واحد و گرد یک فرهنگ سیاسی و اجتماعی مشترک، که بر بردباری پایه ای، خرد ورزی اصولی، کردار نیک و دلیری هوشمندانه استوار بود، کاخ با شکوهی را پایه گذاشت که با وجود همه ی گزندهای پنداشتنی، تا به امروز نیز فرونریخته است: تمدن ایرانی.

هم میهنانم،
پرسش این است: کوروش، که ایرانیان به حق او را پدر می نامند و امروز از زن و مرد و پیر و جوان آرامگاه اش را گلباران می کنند و بزرگ اش می دارند، آیا یک تافته ی جدا بافته بود و یا خیر، برایندی بود از فرهنگ خردمدار و انسان دوستانه ای که در اش پرورش یافته بود؟ من فکر می کنم پاسخ برای همه ی ما روشن باشد. کوروش، با همه ی یکتایی شخصیتی اش، از آن رو کوروش شد، چرا که فرهنگ و جامعه ای که در آن روئیده بود چنین امکانی را به او می داد.

پس امروز این بر یکایک ماست که برای بازیابی و بازسازی آنچه که نیای بزرگوار مان، کوروش، برای ما بر جا گذاشت، به وارسی و پژوهش آن فرهنگ پر فروغی بپردازیم که انسان هایی چون کوروش و همانند او را از زهدان خود زائیده بود. چرا که نمی توان کوروش را بزرگ داشت، اما برای فرهنگی که او از آن برامده بود، ارجی به جا نیاورد.

ایرانیان،
شکی نباید داشته باشیم که تداوم کوروش، پدر حقوق بشر ایران و جهان، جز با تدوام راه، سنت، و فرهنگ گرانمایه ای که او آن را نمایندگی می کرد، شدنی نیست. پس با خود می پرسیم، جایگاه و مفهوم انسان در سنت فکری کوروش چیست؟ جایگاه طبیعت، جایگاه دانش، جایگاه هنر و ادب؟ در سنت کوروش چه پنداشتی از مفهوم آزادی و مفهوم حق وجود دارد؟ تصور از خدا و اهریمن در این سنت چیست؟ تصور از دوست و دشمن؟ جایگاه زن در سنت کوروش هخامنشی کجاست؟ رابطه ی میان مرد و زن، رابطه ی میان فرزند و پدر و مادر چگونه و از چه رنگی است؟ خانواده، دوست و همسایه در چه ترتیب و بافتار اجتماعی ای جای دارند و ارتباط درونی شان چگونه است؟ فرهنگ و سنتی که فرزند ماندانا، کوروش بزرگ را در دامن خود می پرورد، چه دریافتی از نیک و بد، چه برداشتی از امر راست و امر دروغ دارد؟ بردباری را چگونه تعریف می کند و مرز شکیبایی را کجا می داند؟ پایه و ساختار قانون، در چنین سنتی، کجا و از چه جنمی ست؟ در یک جمله، جهانی بینی چیره بر آن تمدنی که کوروش را می آفریند، از چه گوهر و دارای چه ساز و کاری ست؟

هم میهنانم،
هنر پرسیدن و اندیشیدن بوده است که از ایران ما، تمدنی استوار بر روشن خِرَدی، تمدنی پرسنده و اندیشنده پدید آورده است. بیائیم با هم اندیشی و هم پرسی، شانه به شانه ی یکدیگر، برای ساختن آینده ای تابناک و انسانی، آینده ای که برامد بهترین های گذشته مان باشد، بر این سنت و هنر گوهربار ِ «ایرانی اندیشیدن» و «ایرانی پرسیدن» پای فشاریم؛

من، به عنوان یک آزادیخواه، با آگاهی کامل به نقش و مسئولیت تاریخی ام، روز کوروش بزرگ را به یکایک شما هم میهنان عزیزم شادباش می گویم. جنبش آزادیخواهانه ی مردم ایران، که برایندی از یک خودآگاهی ژرف تمدنی و تعهد به سنت درخشان فرهنگ و هنر و سیاست ایرانی ست، با نام کوروش هخامنشی گـره خورده است. با به یاد آوردن انــدیشه و گفتار و کـِردار کوروش بـزرگ، هـر ایرانی می داند که «آزادگی»، طبیعت سلب ناشدنی او، و «آزادی»، حق مسلم اوست. نسل جوان امروز ایران بهترین گواه برای اثبات این حقیقت انکار ناپذیر است که کوروش، در یکایک فرزندان اش، بیدار و هشیار است.

نام اش جاودان و راه اش، پر رهرو باد
خداوند نگهدار ایران باد
رضا پهلوی

هفتم آبان ماه ۱۳۸۸