دوشنبه ۲۶ دسامبر ۲۰۱۱
سهشنبه ۲۰ دسامبر ۲۰۱۱
سهشنبه ۱۳ دسامبر ۲۰۱۱
پنجشنبه ۸ دسامبر ۲۰۱۱
محمدرضا پهلوی با سبیل بعد از ترور 15 بهمن 1327
پارسینه : از زمان شروع سلطنت محمدرضا پهلوی تا ترور وی در سال ۱۳۲۷، ایران یکی از آزادترین دوران پادشاهی خود را تجربه نمود. طی این دوران، شاه از محبوبیت بیشتری (نسبت به سالهای بعدی سلطنتش) نزد مردم برخوردار بود و در مجامع عمومی و بین مردم با کمترین محافظ تردد مینمود. اما در همین ایام اتفاقی افتاد که مقدمهای باری تغییر تحولات سیاسی داخلی ایران گردید. در 15 بهمن 1314ش، رضاشاه رسما دانشگاه تهران را تأسیس کرد و از آن تاریخ، همه ساله، این روز را جشن میگرفتند و گزارشهای فعالیتها و کارهای سال گذشته به استحضار شاه میرسید. به همین مناسبت در ساعت 3 بعد از ظهر 15 بهمن 1327ش، اتومبیل محمدرضا شاه وارد دانشگاه شد و مقابل در دانشکدهی حقوق توقف کرد. بعد از اینکه شاه از اتومبیل پیاده شد، هنوز به جلوی اتومبیل نرسیده بود که پنج گلوله توسط "ناصر فخرآرایی"، وابسته به اتحادیهی روزنامهنگاران، به سوی او شلیک شد. علیرغم تسلیم شدن ضارب، تیرهایی به سوی او شلیک شد اما هرگز معلوم نشد که اولین گلوله از سوی چه کسی و یا به دستور چه کسی شلیک شد. برخی معتقدند [با توجه به تعداد گلولههای شلیکشده (پنج گلوله) و ناموفق بودن آن و همچنین گلوله باران شدن ضارب، توسط محافظین شاه]، این ترور توسط خود شاه تدارک دیده شده است. شاه در این حادثه آسیب جدی ندید و به بیمارستان شمارهی دو ارتش برای پانسمان انتقال یافت. محمدرضا پس از پانسمان به کاخ اختصاصی رفته و اعلامیهای از طرف پزشکان معالج مبنی بر سلامتی شاه انتشار یافت. بلافاصله در همان روز جلسهی هیأت وزیران در کاخ وزارت امورخارجه تشکیل گردید و تصمیماتی به شرح زیر اتخاذ شد :"به موجب تصمیم هیأت دولت، در شهر تهران، حکومت نظامی برقرار گردید و به پیشنهاد "سپهبد رزمآرا" رییس ستاد ارتش، یکی از معاونین او به نام "سرلشکر احمد خسروانی" به فرمانداری نظامی منصوب گردیده و دولت، حزب توده ایران را غیر قانونی اعلام نمود و دستور داده شد در تهران و سایر شهرها، کلوپها ومراکز آنها تصرف گردد و سران و افراد حزب در تمام ایران بازداشت شوند
یکشنبه ۲۷ نوامبر ۲۰۱۱
جواب این کودکان را که میدهد ؟

اسلامی که دم عدالت میزند و میگوید علی به همه کمک میکرده درسته همش دروغ بوده کلاه گزاری سر مردم ولی نمیخواد محرم سیاه بپوشی و خودت رو جر بدی و یا کونت رو پاره کنی برای حسین که १३०० سال پیش به خاطر خانم بازی کشته شد برو بخون کربلا وسط دجله و فرات هست یعنی منطقه حاصلخیز عراق حالا شما خودتون رو جر بدید تا شاید کمک کنه ؟ اگر میخواست کمک کنه یا بیل زن بود ماله خودش رو بیل میزد
به جای مشکی پوشیدن و تو سرزدن و گریه نصف ان مبلغی رو که میخواهید نذری بدی رو ببر بده به امثال این بچه ها یا لااقل به خیریه کمک کن تا به قوله خودت صوابش برسه به مرده هایت
نشین و نگاه کن که १० کیلو برنج بدی حسیسنه در عوض 50تا شام برای فامیلت بگیری و بعد هم سر غذا دعوا کنی ؟
اگر مسلمانی اگر خیر خواه هستی به قوله خودت حاجی هستی کمک این بچه ها کن
ای خمینی گور به گور شده به امید روزی که مقبره کنونیت بشود دسکو شهر نو نایت کلاب که خواهد شد ببین چه به روز مردم ایران آوردی حرامزاده هندی بر تو و امثال تو اعم از آیت الله های گوزما تا جوجه آخوندها لعنت




جمعه ۴ نوامبر ۲۰۱۱
ژاله عالمتاج قائم مقامی!


باکی از طوفان ندارم، ساحل از من دور نیست
تا نگویی گور توست این سهمگین دریای من
زیر دستم گو مبین ای مرد! کاندر وقت خویش
از فلک برتر شود این بینوا بالای مـــن
کهنه شد افسانهات ای آدم! آخر گوش کن
داستانی تازه میخواند تو را حوای من
گر بخوانم قصه، گویی دعوی پیغمبری ست
زانچه در آیینه بیند دیده بینای من
اسفند ماه ١٢٦٢، در قصبه فراهان نوزاد دختری متولد شد، نواده پسری میرزاابوالقاسم قائم مقام فراهانی میشد، وزیر دانشمند عباس میرزا نایب السلطنه، معلم و مرشد میرزا تقی خان امیرکبیر! کسی که عباس میرزا اولین اصلاحات منظم اداری در تاریخ ایران را به دانش و درایت او انجام داده بود. این دختر را به پیروی از شأن و منزلت خاندانی عالم تاج نام نهادند و ژآله نامی ست که او بعدها برای امضای اشعار خود برگزید تا شاید از گزندها مصون بماند ویا شاید ازسر بیزاری از این معنا که خود یافته بود:
تاج عالم گر منم بیگفتگوی
خاک عالم بر سر عالم کنی
چه کسی باور میکند که صد سال پیش از این، زنی در ایران، ازدواج ناخواسته را با تن فروشی برابر نهاده و آنرا سروده باشد؟!
ای ذخیره کامرانیهای مرد
/ چند باید برده آسا زیستن؟
تن فروشی باشد این یا ازدواج؟
/ جان سپاری باشد این یا زیستن؟
و یا باز در جای دیگر:
مرد سیما ناجوانمردی که ما را شوهر است
مر زنان را از هزاران مرد نامحرم تر است
آن که زن را بیرضای او به زور و زر خرید
هست نا محرم به معنی، ور به صورت شوهر است
عالمتاج قائم مقامی مادر شاعر معاصر پژمان بختیاری است و دیوان اشعارش ....هر آنچه که باقیمانده است ....توسط ایشان در سال 1345 به چاپ رسیده است.
یک سوال....
آیا او را میشناختید؟ و یا حتی اسمش را شنیده بودید.؟
برای اکثر ما شعری که احساس زن بودن در آن آشکارا آمده باشد از فروغ فرخزاد است ولی در حقیقت ژاله قائم مقام پیش کسوت این ابداع در شعر فارسی بوده است.
روانش شاد باد












