۱۳۸۹ تیر ۱۲, شنبه
سوال شاهنشاه اريامهرازمردم ایران
اگر فقر میخواستید!
اگر درد میخواستید!
اگر نکبت میخواستید!
اگر اعدام میخواستید!
اگر تجاوز میخواستید!
اگر کوفت میخواستید!
اگر تحریم میخواستید!
اگر توهین میخواستید!
اگر بیکاری میخواستید!
اگر گرانی میخواستید!
اگر بدبختی میخواستید!
اگر شکنجه میخواستید!
اگر بدهی جهانی میخواستید!
اگر کشتار عزیزانتان را میخواستید!
اگر واگزاری دریای خزر را میخواستید!
اگر بی اعتباری و خفت جهانی میخواستید!
اگر زیر سلطه چین و شوروی را میخواستید!
اگر واگزاری سرمایه ملی به عربها را میخواستید!
اگر حجاب و تو سری خوری برای زنان میخواستید!
اگر دزدی اموال ملی و خروج ثروتهای نفتی میخواستید!
چرا به خودم نگفتید؟
محمد رضاشاه پهلوی
با تشكر از شراره ايران
۱۳۸۹ تیر ۷, دوشنبه
از زبان رفیقمون محمود!کی چیکاره میشد؟
چند وقت پیش بود که گویا این رفیقمون محمود یه جایی افاضات کرده بود که انبیاء الهی از خداشون بوده که در زمان ما زندگی کنن(نقل به مضمون).
۱۳۸۹ تیر ۳, پنجشنبه
بزرگترين تور ملكوت
۱۳۸۹ خرداد ۲۲, شنبه
شعر بسيجيان در باره حجاب
شعری که توسط خیمه عاشقان ولایت، بانیان سفاهت، شارعان شقاوت، منادیان ذلالت و ساقیان وقاحت سروده شده
خواهرم ای دختر ایران زمین
در خیابان چهره آرایش مکن ..... از جوانان سلب آسایش مکن
زلف خود از روسری بیرون مریز ..... در مسیر چشمها افسون مریز
یاد کن از آتش و روز معاد ..... طره گیسو مده در دست باد
خواهرم دیگر تو کودک نیستی ..... فاش تر گویم عروسک نیستی
خواهرم ای دختر ایران زمین ..... یک نظر عکس شهیدان را ببین
خواهرم این لباس تنگ چیست ؟ ..... پوشش چسبان رنگارنگ چیست ؟
خواهرم اینقدر تنازی مکن ...... با اصول شرع لجبازی مکن
در امور خویش سرگردان مشو ..... نو عروس چشم نامردان مشو
خیمه گاه عشاق الحسین
پاسخی که زری خانم برای این خیمه گاه سرشار از بلاهت و وقاحت و شقاوت و ذلالت و خباثت و عاری از شرافت و ظرافت و بصیرت فرستاده اند:
ای فلانک خاک عالم بر سرت ..... گر چنین گویی سخن با خواهرت
خواهر تو نیستم البته من ..... پس فزونتر از دهانت زر نزن
چشم هیز و خوی بد ، فکر پلید ...... از دل هر مصرعت آمد پدید
زشتی دید و کلام ذات تو ..... هست پیدا در همه ابیات تو
از خرد چون کم رسیده سهم تو ..... نیست زیبایی من در فهم تو
هم نگفته با تو هیچ آموزگار ..... هست طنازی به تای دسته دار
یا نمیدانند عشاق حسین ..... فرق ساده را میان تا و طین
همچنین آرایش من ای عمو ..... در خیابان نیست ، کم یاوه بگو
جای آرایش چه نزدیک و چه دور ..... سالن زیبایی است ای بیشعور
من لباس تنگ میوشم ، بله ..... پوشش خوشرنگ میپوشم ، بله
میشوم طناز و زیبا و ملوس ..... میخرامم در چمن چون نوعروس
زلف خود ریزم برون از روسری ..... میکنم در چشم مردان دلبری
طره گیسو دهم در دست باد ..... گور بابای تو و روز معاد
زری دلنشین
۱۳۸۹ خرداد ۱۵, شنبه
بيايد ما هم بابك خرمدين باشيم
روز قبل از اعدام،خلیفه با بزرگان دربارش مشورت كرد كه چگونه بابك را درشهر بگرداند و به مردم نشان بدهد تا همه بتوانند ویرا ببینند. بنا بر نظر یكی از درباریان قرار برآن شد كه ویرا سوار بر پیلی كرده در شهر بگردانند. پیل را با حنا رنگ كردند و نقش و نگار برآن زدند؛ و بابك را در رختی زنانه و بسیارزننده و تحقیركننده برآن نشاندند و درشهر به گردش درآوردند. پس ازآن مراسم اعدام بابك با سروصدای بسیار زیاد با حضور شخص خلیفه برفراز سكوی مخصوصی كه برای این كار دربیرون شهر تهیه شده بود، برگزار شد. برای آنكه همهی مردم بشنوند كه اكنون دژخیم به بابك نزدیك میشود و دقایقی دیگر بابك اعدام خواهد شد، چندین جارچی در اطراف و اكناف با صدای بلند بانگ میزدند نَوَد نَوَد این اسمِ دژخیم بود و همه اورا میشناختند
ابن الجوزی مینویسد كه وقتی بابك را برای اعدام بردند خلیفه دركنارش نشست و به او گفت: تو كه اینهمه استواری نشان میدادی اكنون خواهیم دید كه طاقتت دربرابر مرگ چند است!
بابك گفت: خواهید دید.
چون یك دست بابك را به شمشیر زدند، بابك با خونی كه از بازویش فوران میكرد صورتش را رنگین كرد. خلیفه ازاوپرسید: چرا چنین كردی؟ بابك گفت: وقتی دستهایم را قطع كنند خونهای بدنم خارج میشود و چهرهام زرد میشود، و تو خواهی پنداشت كه رنگ رویم از ترسِ مرگ زرد شده است. چهرهام را خونین كردم تا زردیش دیده نشود
به این ترتیب دستها و پاهای بابك را بریدند . چون بابك برزمین درغلتید، خلیفه دستور داد شكمش را بدرد. پس از ساعاتی كه این حالت بربابك گذشت، دستور داد سرش را از تن جدا كند. پس ازآن چوبهی داری در میدان شهر سامرا افراشتند و لاشهی بابك را بردار زدند، و سرش را خلیفه به خراسان فرستاد
آخرین گفتار بابک ( به نوشته کتاب حماسه بابک اثر نادعلی همدانی )
چنین بوده است :
تو این معتصم خیال مکن که با کشتن من فریاد استقلال طلبی ایرانیان را خاموش خواهی کرد من لرزه ای بر ارکان حکومت عرب انداخته ام که دیر یا زود آن را سرنگون خواهد نمود . تو اکنون که مرا تکه تکه میکنی هزاران بابک در شمال و شرق و غرب ایران ظهور خواهد کرد و قدرت پوشالی شما پاسداران جهل و ستم را از میان بر خواهد داشت ! این را بدان که ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت و سلطه بیگانگان را تحمل نخواهد کرد من درسی به جوانان ایران داده ام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد .
من مردانگی و درس مبارزه را به جوانان ایران آموختم و هم اکنون که جلاد تو شمشیرش را برای بریدن دست و پاهای من تیز میکند صدها ایرانی با خون بجوش آمده آماده طغیان هستند مازیار هنوز مبارزه میکند و صدها بابک و مازیار دیگر آماده اند تا مردانه برخیزند و میهن گرامی را از دست متجاوزان و یوغ اعراب بدوی و مردم فریب برهانند
اما تو ای افشین . . . در انتظار
و بدینسان نخست دست چپ بابک بریده شد و سپس دست راست او و بعد پاهایش و در نهایت دو خنجر در میان دنده هایش فرو رفت و آخرین سخنی که بابک با فریادی بلند بر زبان آورد این بود :
" پاینده ایران "
روز اعدام بابک خرمدین و تکه تکه کردن بدنش در تاریخ 2 صفر سال 223 هجری قمری انجام گرفت که مسعودی در کتاب مشهور مروج الذهب این تاریخ را برای ایرانیان بسیار مهم دانسته است اعدام بابك چنان واقعهی مهمی تلقی شد كه محل اعدامش تا چند قرن دیگر بنام خشبهی بابك یعنی چوبهی دار بابك در شهرِ سامرا كه در زمان اعدام بابك پایتخت دولت عباسی بود شهرت همگانی داشت و یكی از نقاط مهم و دیدنی شهر تلقی میشد برادر بابك یعنی آذین را نیز خلیفه به بغداد فرستاد و به نایبش در بغداد دستور نوشت كه اورا مثل بابك اعدام كند. طبری مینویسد كه وقتی دژخیمْ دستها و پاهای برادر بابك را میبُرید، او نه واكنشی از خودش بروز میداد و نه فریادی برمیآورد. جسد این مرد را نیز در بغداد بردار كردند.(تاریخ ایران-دکتر خنجی) معتصم خلیفه عباسی ،چنانکه نظام الملک در سیاست نامه خود می نویسد به شکرانه آنکه سه سردار مبارز ایرانی،بابک ، مازیار وافشین رو که هر سه آنها به حیله اسیر شده بودند به دار آویخته بود،مجلس ضیافتی ترتیب داده بود که در طول آن 3 بار پیاپی مجلس را ترک گفت و هربار ساعتی بعد برمی گشت.در بار سوم در پاسخ حاضران که جویای علت این غیبت ها شده بودند فاش کرد که در هر بار با یکی از دختران پدر کشته این سه سردار همخوابگی کرده و ..... ، حاضران و او از این بابت به نماز ایستادند و خداوند را شکر گفتند.
(تولدی دیگر-شجاع الدین شفا).
با تشكر از علي ايران
۱۳۸۹ خرداد ۱۴, جمعه
درد و دل جبرييل
جبرئيل ميره پيش خدا گلايه ميکنه
ميگن يه روز جبرئيل ميره پيش خدا گلايه ميکنه که: آخه خدا، اين چه وضعيه آخه؟ ما يک مشت ايرونی داريم توی بهشت که فکر ميکنن اومدن خونه باباشون! به جای لباس و ردای سفيد، همه شون لباس های مارک دار و آنچنانی ميخوان! بجای پابرهنه راه رفتن کفش آديداس پاشون ميکنن. هيچ کدومشون از بالهاشون استفاده نميکنن، ميگن بدون 'بنز' و 'ب ام و' نميرن! اون بوق و کرنای من هم گم شده... يکی از همين ها دو ماه پيش قرض گرفت و رفت ديگه ازش خبری نشد! آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو زدم... امروز تميز ميکنم، فردا دوباره پر از پوست تخمه و پسته و هسته هندونه و پوست خربزه است! من حتی ديدم بعضيهاشون کاسبی هم ميکنن و حلقه های تقدس بالای سرشون رو به بقيه ميفروشن. چند تاشون کوپون جعلی بهشت درست کردن و به ساکنين بخت برگشته جهنم ميفروشن. چندتاشون دلالی باز کردن و معاملات املاک شمال بهشت ميکنن. يک سری شون حوری های بهشت را با تهديد آوردن خونه شون و اونارو "سرکار" گذاشتن و شيتيلي ميگيرن. بقيه حوری ها هم مرتب ميگن مارو از ليست جيره ايرانيها بردار که پدرمونو درآوردن، اونقدر به ما برنج دادن که چاق شديم و از ريخت افتاديم.
اتحاديه غلمان ها امضاء جمع کرده که اعضا نميخوان به ديدن زنان ايرانی برن چون اونقدر آرايش کردن و اسپری مو سرشون زدن که هاله تقدسشون اتصالی کرده و فيوزش سوخته در ضمن خانمهای ايرونی از غلمانها مهريه ميخوان.
هفته پيش هم چند ميليون نفر تو چلوکبابی ايرانيها مسموم شدن و دوباره مردن. چند پزشک ايرونی به حوری ها بند کردن که الا و بلا بياييد دماغتونو عمل کنيم. به اون يکی حوری گفتن بيا سينه هاتو بزرگ کنيم. خدا ميگه: ای جبرئيل! ايرانيان هم مثل بقيه، آفریده های من هستند و بهشت به همه انسان ها تعلق داره. اينها هم که گفتی، خيلی بد نسيت!
برو يک زنگی به شيطون بزن تا بفهمی درد سر واقعی يعنی چی!!!
جبرئيل ميره زنگ ميزنه به جناب شيطان... دو سه بار ميره روی پيام گير تا بالاخره شيطان نفس نفس زنان جواب ميده: جهنم، بخش ايرانيان بفرماييد؟
جبرئيل ميگه: آقا سرت خيلی شلوغه انگار؟شيطان آهی ميکشه و ميگه: نگو که دلم خونه... اين ايرونيها اشک منو در آوردن به خدا! ميخوام خودمو بازنشست کنم.
شب و روز برام نگذاشتن! تا صورتم رو ميکنم اين طرف، اون طرف يه آتيشی به پا ميکنن!
تا دو ماه پيش که اينجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتيش بازی!... حالا هم که... ای داد!!! آقا نکن! بهت ميگم نکن!!!
جبرئيل جان، من برم .... اينها دارن آتيش جهنم رو خاموش ميکنن که جاش کولر گازی نصب کنن...
يک عده شون بازار سياه مواد سوختی بخصوص بنزين براه انداختن.
چند تا پزشک ايرونی در جهنم بيمارستان سوانح سوختگی باز کردن و براش تبليغ ميکنن و اين شديدا ممنوعه.
چندتاشون دفتر ويزای مهاجرت به بهشت باز کردن و ارواح مردمو خر ميکنن. بليت جعلی يکطرفه بهشت هم ميفروشن.
يک سری شون وکيل شدن و تبليغ ميکنن که ميتونن پيش نکير و منکر برای جهنمی ها تقاضای تجديد نظر بدن.
چند تاشون که روی زمين مهندس بودن ميگن پل صراط ايراد فنی داشته که اونا افتادن تو جهنم. دارن امضا جمع ميکنن که پل بايد پهن تر بشه.
چند هزار تاشون هم هر روز زنگ ميزنن به 118 جهنم و تلفن و آدرس سفارتهای کانادا و آمريکا رو ميپرسن چون ميخوان مهاجرت کنن.
هرروز هزاران ايرونی زنگ ميزنن به اطلاعات و تلفن آتش نشانی جهنم رو ميخوان
الان مراجع داشتم ميگفت ما کاغذ نسوز ميخواهيم که روزنامه اپوزيسيون بيرون بديم.
ببخش! من برم، بعدا صحبت ميکنيم... چند تا ايرونی دارن کوپون جعلی کولر گازی و يخچال ميفروشن... برم يه چماقی بچرخونم
با تشكر از كوروش امارات
جملات قصار مسئولين ايران
سردار رادان: "قرار گرفتن چكمه بر روی شلوار به دلیل نشان دادن بخشی از برجستگی بدناز مصادیق شرع است و تبرج به حساب می آید.
" آیت الله جوادی آملی: "دانشمندان فیزیك، شیمی، بارانشناسی و زمین شناسی بدون پسونداسلامی نفهمند."
حسنی، امام جمعه ارومیه: "اگر فرد مشركی را وقتی فهمیدیم كه واقعاً مشرك شده، بایداو رابسوزانیم؛ اگر با گلوله هم بود اشكالی ندارد.
"امام جمعه شیراز: "گرانی خانه باعث شد جوان پاك ما به جای مسكن، دوست دختر و دوست پسر بگیرند.
"شكوفه گلخو، رییس دانشگاه الزهرا: "بدحجابی زنان موجب فعال شدن غده هیپوفیز مرداندر تولید مثل میشود.
"قرائتی: "ما آخوندها همیشه مثل گاز اشك آور عمل می كنیم؛ فقط بلدیم گریه مردم را در آوریم.
"احمدی نژاد: "ما یك كشور آزاد هستیم.
"سید حسین مرعشی: "احمدی نژاد نه فقط معجزه هزاره سوم، كه معجزه هزاره چهارم همهست.
"امام جمعه تبریز: "علت زلزله اخیر تبریز، اظهارات اعلمی نماینده تبریز در مورد سیدالشهدا بود.
"آیت الله خزعلی: "حجاب موجب بالا رفتن معدل دانشجویان میشود.
"احمدی نژاد: "در ایران همجنسگرا نداریم.
"آیت الله امینی، امام جمعه قم: "سنگسار باید علنی باشد.
"احمدی نژاد: "ایران قدرت اول جهان است.
"آیت الله حسنی: "اگر مومنین غسل جمعه را انجام ندهند مشكلات كمبود گاز مرتفع میشود.
"وزیر مسكن: "ساكنان شهرهای بزرگ امیدی به خانه دار شدن نداشته باشند.
"وزارت اطلاعات: "سنجابهای جاسوس در مرز دستگیر شدند.
"احمدی نژاد: نفت را سر سفره مردم می آوریم، … بعد از انتخابات: "نفت خوردنی نیست كه سر سفره ها بیاوریم.
"الهام، سخنگوی (وقت) دولت: "نفت را سر سفره مردم نمی آوریم، بوی بد می دهد.
"مسئولین نیروی انتظامی در ملاقات با یك گروه از وزارت كشور آلمان آمادگی خود را برای تامین امنیت بازیهای جام جهانی (در آلمان) اعلام كردند.
اسماعیل ططری، نماینده سابق كرمانشاه: "آلمانی ها اگر بشر بودند یك زن رقاص رئیسشان نمی شد.
"احمدی نژاد: " اینها …. به اندازه بزغاله هم از دنیا فهم و شعور ندارند.
"علی لاریجانی در جریان رسیدگی به پرونده هسته ای ایران: "با شكلات راضی نمی شویم.
"لاله افتخاری، نماینده مجلس شورای اسلامی: "در سرزمین اسلامی نباید یك مریض زن بدست نامحرم مداوا شود.
"شكراله عطارزاده، نماینده مجلس هفتم: "كوندالیزا رایس یك پیر دختر امریكایی ولگرد است كه ناكامی های جنسی وی موجب عقده شده است.
"سخنگوی دولت، پس از تصویب لایحه بودجه: "دولت مسئول گرانیهای سال آینده نخواهد بود.
"وزیر كشور (در مورد انتخابات): " آنقدر كه به فكر آفتابه لگن هستیم به فكر تقویت محتوای برنامه ها نیستیم.
"احمدی نژاد: "امریكا به ایران حمله نمی كند چون من مهندسم و مسائل را تحلیل می كنم.
"احمدی نژاد: "یه دختر بچه دو ساله … زبونشنون اسپانیولیه .. یه نیگاه كرد به من، گفت: "اینم حموده ، این محموده.
"احمدی نژاد: "یكی از شخصیتهای شرق آسیا، از مسئولین درجه یك اومد به دیدن ما ..خلاصه حرفش این بود كه اومده بود زنبیلش رو بذاره تو صف بگه ما مشتری شما هستیم.
"احمدی نژاد: "دختر ۱۶ ساله ای در زیرزمین خونه شون انرژی هسته ای را كشف كرده.
"حجت الاسلام و المسلمین مهدی پور، محقق و پژوهشگر مهدویت: "رواج بی بندو باری در یكجامعه باعث بروز زلزله می گردد."
با تشكر از كوروش قبرس