دوستان خواستند که برای دید بزارم
۱۳۸۸ شهریور ۲۹, یکشنبه
خلیج فارس ایران
قابل توجه اعراب
اين اثر با ارزش كه در سال 1724 ميلادي (1317 هجري قمري) به وسيله ژ. دوليل مهندس ارشد انجمن امپراتوري علوم فرانسه به طريقه چاپ سنگي در ابعاد 50 در 63 سانتيمتر در پاريس به طبع رسيده و با دست رنگ آميزي شده است، يكي از ده ها نمونه نقشه هاي چاپ شده به وسيله كاتوگرافان جهاني است كه حدود و ثغور كشور ايران را در آخر دوره صفويه نشان مي دهند و نام خليج فارس در تمامي آنها آورده شده است .
خلیج فارس خلیج فارس نامی است به جای مانده از کهنترین منابع، زیرا که از سدههای پیش از میلاد سر بر آوردهاست، و با پارس و فارس نام سرزمین ملت ایران - گره خوردهاست.در سالهای اخیر نام خلیج عربی نیز در برخی منابع بطور محدود بکار رفته که مخالفت ایرانیان را برانگیختهاست .
از دیدگاه حقوق بینالملل
سازمان ملل متحد در چندین نوبت در بیانیهها، اصلاحیهها و مصوبههای گوناگون و با انتشار نقشههای رسمی، نه تنها بر رسمی بودن نام «خلیج فارس» تاکید کرده، بلکه از هیاتهای بینالمللی خواسته که در مکاتبات رسمی به ویژه در اسناد سازمان ملل از نام کامل «خلیج فارس» استفاده نماینددر دوران باستان
قدمت خلیج فارس با همین نام چندان دیرینهاست که عدهای معتقدند«خلیج فارس گهواره تمدن جهان یا خاستگاه نوع بشر است.» ساکنان باستانی این منطقه، نخستین انسانهایی بودند که روش دریانوردی را آموخته و کشتی اختراع کرده و شرق و غرب را به یکدیگر پیوند دادهاند دوران هخامنشی دریانوردی ایرانیان در خلیج فارس، قریب پانصد سال پیش از میلاد مسیح و در دوران سلطنت داریوش اول آغاز شد. داریوش بزرگ، نخستین ناوگان دریایی جهان را به وجود آورد. کشتیهای او طول رودخانه سند را تا کرانههای اقیانوس هند و دریای عمان و خلیج فارس پیمودند، و سپس شبه جزیره عربستان را دور زده و تا انتهای دریای سرخ کنونی رسیدند. او برای نخستین بار در محل کنونی کانال سوئز فرمان کندن کانالی را داد و کشتیهایش از طریق همین کانال به دریای مدیترانه راه یافتند. در کتیبهای که در محل این کانال به دست آمده نوشته شدهاست«من پارسی هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن این کانال را دادهام از رودی که از مصر روان است به دریایی که از پارس آید پس این جوی کنده شد چنان که فرمان دادهام و ناوها آیند از مصر از این آبراه به پارس چنان که خواست من بود.»
در میان یونانیان باستان یونانیهای باستان این خلیج را «پرسیکوس سینوس» یا «سینوس پرسیکوس» که همان خلیج فارس است، نامیدند. از آنجا که این نام برای نخستین بار در منابع درست و معتبر تاریخی که غیر ایرانیان نوشتهاند آمدهاست، هیچ گونه شائبه نژادی در وضع آن وجود ندارد. چنان که یونانیان بودند که نخستین بار، سرزمین ایران را نیز «پارسه» و «پرسپولیس» یعنی شهر یا کشور پارسیان نامیدند. استرابن جغرافیدان سدهٔ نخست میلادی نیز به کرات در کتاب خود از خلیج فارس نام بردهاست. وی محل سکونت اعراب را بین دریای سرخ و خلیج فارس عنوان میکند. همچنین فلاریوس آریانوس مورخ دیگر یونانی در کتاب تاریخ سفرهای جنگی اسکندر از این خلیج به نام «پرسیکون کیت» که چیزی جز خلیج فارس، نیست نام میبرد.
در زبان عربی
خلیج فارس با نام بحر فارس مشخص شده است آثار عرب زبان نیز بهترین و غنیترین منابعی هستند که برای شناسایی و توجیه کیفیت تسمیه این دریا میتواند در این بررسی مورد استفاده قرار گیرد. در تمام منابع عربی تا قبل از سال ۱۹۵۸ خلیج فارس با نام بحر فارس و یا خلیج فارس ثبت شدهاست در این منابع و آثار از دریای فارس و چگونگی آن بیش از آثار فرهنگی موجود در هر زبان دیگری گفت و گو شدهاست. در آثار ابن بطوطه، حمدالله مستوفی، یاقوت حموی، حمزه اصفهانی، ناصرخسرو قبادیانی، ابوریحان بیرونی، ابن بلخی و دیگرانی که اکثر آنان کتابهای خود را به زبان عربی نیز نوشتهاند، و همچنین در آثار نویسندگان جدید عرب از نام «خلیج فارس» بدون کم و کاست یاد شدهاست. بحر فارس بحر فارس نامی است که عربها در قرون اولیه اسلام بجای دریای پارس بکار میبردند و این مفهوم شامل خلیج فارس و دریای عرب نیز میشد ولی در قرنهای اخیر تنها به پهنه آبی که شامل تنگه هرمز تا دهانه اروند رود میشود و بجای بحر فارس خلیج فارس میگفتند تا اینکه از سال ۱۹۵۸ به دنبال یک فراخوان از سوی رهبران قوم پرست در اتحادیه عرب مقرر شد که خلیج فارس را خلیج عربی نامند و اکنون این نام جدید در ۲۲ کشور عربی به کار میرود و در بعضی از رسانههای غربی نیز این نام جدید بکار گرفته میشود. که این امر اعتراض شدید ایرانیان را برانگیختهاست. ایرانیان بر این باور هستند که نام جدید جعلی و با انگیزه سیاسی و از روی تعصب قومی بکار میرود و همچنان نام تاریخی خلیج فارس باید استفاده شوددعای مخصوص ایرانیان
- خداوندا 100 ملت آفریدی و ما را عضو هیچ کدام قرار ندادی تو را شکر می گوییم که اینگونه قدر خوشی نداشته را به ما فهماندی
- خداوندگارا همه ممالک دنیا را به سمت پیشرفت رهنمون شدی ، ما را عقب گرد فرمودی تو را شکر میگوییم که لذت زندگی در صدر اسلام و حتی جاهلیت قبل ار آن را به ما نمودی
- خداوندا اگر چه شکمهایمان گشنه است اگر چه حقوقی نمیگیریم اگر چه هزار آرزو در یک جیب و هزارتومان در جیب دیگر داریم تورا شکر میگوییم که ما را ازنعمتهای انرژی اتمی برخوردار خواهی کرد و ما را درچشم دشمنان حسود همچون خاری قراردادی .فقط خداوندا کاری نکن که ما را از چشم بیرون بیاورند و در زباله دان بیندازند
- خداوندا اگرچه ما را اجازه آزادی نفرمودی تو را شکر میگوییم که طعم تلخ اسارت در کشور خود را چشاندی که در عاشورا یاد بازماندگان خاندان پیامبر را عزیزتر بداریم
- خداوندا تو را شکر میگوییم که پول و ثروت را همه به عربستان دادی ولی در عوض ما را در اسلام ناب غوطه ور ساختی و اینگونه عدالت فرمودی
- خداوندا اگر آزادی نداریم اگر هر روز بر سرمان میکوبند لااقل چندین مجلس داریم و هر سال دعوت چوپانان جامعه را لبیک گفته رای می دهیم پروردگارا تو را شکر میگوییم که به ما انجام واجبات اعطا نمودی
- خداوندگارا تو را شکر می گوییم که به ما نجابتی همانند اسبان ، وفاداری همچون سگان ، اجماعی همچون گوسپندان و هوشی همچون ماهیان آموختی و بدین وسیله اشرف مخلوقات خود کردی
- گویند اگر کسی در عمر خود جهاد نکند و آرزوی آن را نیز نداشته باشد کفر ورزیده خداوندا تو را شکر می گوییم که 1000 دشمن برایمان آفریدی و هر روز به تعدادشان می افزایی طوری که هر روز مرگ خود را در مقابل چشم داریم و جز جهاد در راه تو راهی نداریم
- خداوندگارا وارثان سنت انیشتن را بر ما مسلط نمودی که دانشمان بسیار افزودند . پروردگارا به کدامین ملت اینگونه لطف نمودی که وارثان سنت دانشمندان را بر آنان رهبر قرار دهی
- خداوندا ملت ما گرسنه اند اگر چه نان نفت بر سر سفره ما نیاوردی ولی ما را نعمت کارت هوشمند دادی که اسراف نکنیم و اینگونه از گناهان بر حذر داشتی تو را شکر میگوییم
- پروردگارا اگر چه در این سی سال در کارخانه ها را یکسره بستی ولی در هزار مسجد گشودی تو را شکر می گوییم که معنویت را به ما هدیه دادی
- پروردگارا به دستان لرزان روشنفکران این مملکت بنگر ای تو که هر روز نعمت دیدن روز قیامت را به آنها ارزانی داشتی
- خدایا همه پا برهنه ایم ولی شادمان منتظر نیروگاه اتمی میمانیم تا دردمان دوا نماید تو را شکر میگوییم که دروازه های خیال را بر ما گشودی
- چنان پایه های شوکت ما را بلند نمودی که تمام مملکت فرنگ بر ما شوریدند . خداوندگارا تو را شکر می گوییم اما بد نیست کمی تعدیل می داشتی؟
هر چه بگویم کم است از محبتهای هر سال تو اما امسال ما را خواهشیست از درگاهت که بیا و بزرگی کن این همه نعمت را در این مکان متمرکز نکن که شاید از چشم زخم حسودان ما را گزندی رسد .بیا لطف کن این آبادگران را مملکتی دیگر محض عمران بنما ، اصلاح طلبان را سرزمین دیگری محض اصلاح از آسمان بفرست .لذت جهاد را بر امثال مردم عربستان بچشان . حماس را قیمی دیگر اعطا فرما . پول نفت مال تو ، ما را قدری میوه ارزان مرحمت کن . اتم را همه به امرای فرنگ ببخش از برای ما همان کمی آرامش مقدر فرما. تمدن 2500 ساله نمی خواهیم مردم ما را کمر فکر هوشمندانه عنایت فرما . چوپان نخواستیم گوسپندی ما را درمان نما. خداوندا معنویاتمان چنان زیاد شده که پاسبانهای سر گذر قطاع الطریق گشته اند دیگر معنویت کافیست ما را کمی آزادی عنایت فرما . پروردگارا میبینی که هر چه تو نعمت می دهی ما به نصف قانع شدیم لطف بنما این نصفه را عنایت کن و لطف از این فراتر منما
برگرفته از سایت افشا
فرزندم بنویس آب بابا نان آزادی
فرزندم بنويس آب ،بنويس بابا ، بنويس عزيزكم بنويس نان، بنويس آزادي ،بنويس مردم ، بنويس انسان،پدرت باز مي گردد ،غم نان تمام ميشود .آسمان را نگاه كن . كدام ستاره را ميخواهي برايت بچينم ؟ بنويس آسمان ، بنويس مهر....مادر نوشتم بابا ، جنگ او را از ما گرفت ، نوشتم مادر نان ،سهم شب هاي ما نشد، نوشتم مادر مردم، دار مي زنند سرهايشان را ، نوشتم مادر آزادي تيربارانش مي كردند. نوشتم مادر انسان به بندم كشيدند مادر بگو چه چيز را اين همه سال فراموش كردي يادم بدهي كنج آن خرابه ؟ مشق ديكته هاي مرا چرا از خشم، بغض و انتقام پرنكردي ؟ چرا به من ياد ندادي از گلوله بنويسم ؟ چرا به من ياد ندادي فرياد بزنم؟. چرا قلم به دستم دادي مادر؟ چرا پشت آن پلكهاي خسته ات اشك هاي در بدري ات را پنهان كردي و به من ياد دادي بنويسم انسان؟ كدام انسان مادر؟ چرا زندان را برايم نكشيدي وقتي برادرت حبس ابد شد ؟ چرا براي شكم خالي ام نان كشيدي و سنگ به دستم ندادي مادر ؟ چرا مدارا يادم دادي تا فقط بنويسم بنويسم بنويسم مادر اينك مي دانم بيرون اين سلول هاي خفه ، بيرون اين دقايق هر كدام سالي ، بيرون اين زندان اين پا و آن پا مي كني . مي دانم يادت مي آيد شبهايي كه مداد سياهم را مي تراشيدي و به من ياد مي دادي از عشق بنويسم . يادت مي آيد ؟ مادر من جز عشق چيزي روي اين كاغذهاي معطل ننوشته ام . مرا به جرم بي جرمي به بند كشيده اند مادر . مادر من به حرمت انسان زنداني شده ام اما بگذار يكبار بي دغدغه برايت بنويسم مادر . مي داني چرا روزهايم را در اين تعفن انگيز فضاي اين بزدلان سر مي كنم ؟ چون من به حرمت انسان بر آنكه دروغ را آيين سروري اش كرده شوريدم . اين هذيان مردي است كه از به آتش كشيده شدن تصويرش بيم دارد . اين بندها كه بر دستم زده اند ترس مرداني است كه از آينه مي ترسند . از كتاب بيم دارند، كه از قلم ميله زندان ساخته اند.مادرم اين زنجير ها كه بر دستان من سنگيني مي كند خشم فروخورده مردي است كه چوپاني اش را هيچ گله اي نپذيرفته است . اين تورم كينه است . اين تورم استبداد است مي دانم باز به صورتم زل مي زني و مي خواهي ساكت باشم مادر .اما بگذار اين فرياد را روي دريچه هاي قلب ات هوار كنم مادر . من تنها از انسان سرود خوانده ام. من از هر نژادي جز انسان بيزارم.....مادر بنويس با من آزادي، مادر بنويس با من انسان، مادر بنويس با من
جشن مهرگان بر ایران و ایرانی مبارک باد
پیشینه ی جشن مهرگان به اندازه ی قدمت ایزدش، میترا است و تا آن جا که بن نوشت های موجود نشان می دهند، این جشن دست کم از دوران فریدون پیشدادی آغاز شده است که شاهنامه ی فردوسی به روشنی به پیدایش این جشن در دوران پادشاهی فریدون اشاره کرده است :
فریدون چو شد بر جهان کامکار
ندانست جز خویشتن شهریار
به رســم کیان تاج و تخت مهی
بیاراست با کاخ شاهنشهی
به روز خجسته ســر مهر ماه
به سر بر نهاد آن کیانی کلاه
زمانه بی اندوه گشـت از بدی
گرفتند هر کــس ره بـخردی
دل از داوری هـا بپرداخـتـنـد
به آیین، یکی، جشن نو ساختند
نـشـسـتـنـد فرزانگان، شادکام
گـرفتند هـر یک ز یاقوت، جام
می روشن و چهره ی شاه نـَو
جهان نو ز داد از سر ِماه نـَو
بـفـرمـود تا آتش افـروخـتـنـد
همه عنبر و زعفران سوختند
پـرسـتـیـدن مهرگان دیـن اوسـت
تن آسانی و خوردن آیین اوست
کنون یادگارست از و ماه مهر
به کوش و به رنج ایچ منمای چهر
۱۳۸۸ شهریور ۲۸, شنبه
گردهمایی حمایت از زندانیان مسیحی در لندن
افراد بسیاری از كلیساها و گروههای مختلف مسیحی با حضور و دعاهای خود این گردهمایی را حمایت كردند.
این گزارش حاكی است، افراد از كلیساها و سازمانهای مختلف از ساعاتی پس از ظهر در بیرون ساختمان اصلی سفارت ایران تجمع كردند. در این گردهمایی بیش از ۱۰۰ نفر حضور داشتند كه در پایان این گردهمایی كلیه شركت كنندگان دادخواستی را خطاب به سفیر ایران در لندن برای حمایت از مریم و مرضیه امضا كردند.
به گزارش خبرنگار fcnn، دراین مراسم كه به طور خاص توسط بانوان مسیحی برنامهریزی شده بود، تمامی افراد با پوشیدن لباسهای سفید در دعاها و پرستشهای خود یگانگیشان را در مسیح نشان دادند. این در حال بود كه حوالی ساعت ۵ بعد از ظهر افراد بیشتری به این تجمع پیوستند كه با روشن كردن ۱۸۷ شمع به نشانۀ ۱۸۷ روز اسارت "مریم و مرضیه" خیابان لندن را روشن ساختند و پرستشها و دعا برای كلیه زندانیان مسیحی در آغاز شب ببیشتر شد.پلیس از تمامی این گرهمایی راضی به نظر میرسید و به نظر چند تن از آنان این گردهمایی در نوع خود بینظیر بود و تا كنون چنین جلسۀ دعایی در بیرون هیچ سفارتی برگزار نشده بود.
تمامی مراسم آرام، باقدرت و با تمركز زیاد بر دعا برگزار شد. برخی از عابران كه از موضوع بیخبر بودند با دیدن تصاویر و نوشته ها اعلام داشتند كه این موضوع را در فهرست دعاهای كلیسایی خود اضافه خواهند كرد و با مسیحیان ایران در این خصوص متحد خواهند شد.
این گردهمایی تلاش برآن داشت كه افكار عموم را بر زندگی و آزادی مریم و مرضیه متمركز كند.برگزار كنندگان این مراسم از عموم مردم درخواست نمودند كه برای آزادی مریم و مرضیه همچنان دعا كنند و تا آزادی كامل این دو هموطن از پا نشینند.
لازم به یاد آوری است، مریم و مرضیه در تاریخ ۱۵ اسفند ماه ۱۳۸۷( ۵ مارچ ۲۰۰۹) بخاطر اعتقادات دینی اشان توسط تعدادی از افراد لباس شخصی و چندی از ماموران امنیتی در تاریخ فوق در آپارتمان مشترك محل اقامت شان در تهران بازداشت و با گذشت ۶ ماه همچنان در بازداشتگاه زندان مخوف اوین بسرمی برند.
همچنین روز یكشنبه ۱۸ مرداد سالجاری ( ۹ آگوست ۲۰۰۹) نیز اولین دادگاه بمنظور تفهیم اتهام این نوكیشان مسیحی برگزار گردید كه رئیس جلسه از آنان خواسته بود تا ایمان مسیحی خود را هم به زبان وهم به طور مکتوب در حضور دادگاه انکار کنند.، كه مریم و مرضیه در پاسخ به این درخواست گفتند "ما ایمان و اعتقادات خود را انکار نخواهیم كرد.