۱۳۹۰ خرداد ۸, یکشنبه

حسین هدایتی کیست؟

Image and video hosting by TinyPic



Image and video hosting by TinyPic

مسئول


استيل آذين

جناب حسين هدايتی معروف به «آقای عابربانک» کسی که امسال باشگاهش می خواهد مدعی اول قهرمانی ليگ امسال باشد، حالا توجه همه را به خود جلب کرده است.بهتر است کمی او را بيشتر و بهتر بشناسيد.

1. مالک صنايع استيل آذين

2. مالک کارخانه های فولاد سازی و ورق

3. دارنده‌ی بزرگترين شرکت پرورش ميگوی ايران

4. برج ساز در دبی و دارای ملک و املاک در کشورهای حاشيه خليج فارس

5. مالک زمين های کشاورزی بسيار

6. سهامدار بازار مبل ايران

7. رييس شرکتهای تجاری در ايران و خاور ميانه

8. يکی از مهمترين سهامداران بانک خصوصی تات

9. سرمايه گذار هتل 23 طبقه سيروس هتل 520 مليون دلاری جزيره زيبای کيش

10. صاحب دهها کارخانه بزرگ در آسيا و خاورميانه

11. در يکی از حسابهايش در ايران بيش از 110 ميليارد تومان پول دارد و بيش از 500 ميليارد تومان هم در بانکهای دبی پس انداز کرده است.

12. مالک شرکت خاور آذين

13. شرکت فجر گالوانيزه سپاهان کاشان را به مبلغ 92 ميليارد تومان خريداری کرده است

حالا فهميديد که کمک 5 ميلياردی هدايتی به پرسپوليس مانند اين است که شما به نزديکترين دوستتان يا به کسی که دوستش داريد 50 هزار تومان دستی تقديم کنيد!!!

آيامی دانید اولین شغلش چه بوده؟!!!

مسئول پرسنلی سپاه ناحیه 10 تهران، عضو ناحیه مقاومت مالک اشتر و در جبهه نیز در لشگر 27 محمد رسول الله خدمت کرده است.

۱۳۹۰ خرداد ۳, سه‌شنبه

سالگرد شهادت ندا آقا سلطان

Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic




Image and video hosting by TinyPic



روز 30 خرداد سالگرد شهادت دختر ازاده ايران زمين

ندا اقا سلطان

را گرامي ميداريم

مكان : بهشت ندا

زمان : ساعت 3 بعدازظهر

بر مزارش يكصدا فرياد خواهيم زد

ندا جان راهت ادامه دارد

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۴, شنبه

روز فردوسی گرامی باد

Image and video hosting by TinyPic



Ferdowsi sculpture Pictures, Images and Photos


اگرچه درباره تولد، زندگي و زمان درگذشت حكيم ابوالقاسم فردوسي، شاعر بزرگ حماسه‌سراي ايران اطلاع دقيقي در دست نيست؛ اما وجود اين صاحبنظران و فردوسي‌‌شناسان با توجه به اشاراتي كه در متن شاهنامه فردوسي آمده است اغلب معتقدند كه فردوسي در سال 329 هجري قمري متولد شده و در سال 411 هجري قمري دار فاني را وداع گفته است.


همچنين اطلاعي از آغاز سرايش و پايان شاهنامه در دست نيست و باز محققان و صاحب‌نظران با توجه به چند بيت از متن شاهنامه، آغاز سرايش آن را سال 365 هجري قمري و پايان آن را 400 هجري قمري مي‌دانند، يعني همان مدت 35 سالي كه خود حكيم ابوالقاسم فردوسي در شاهنامه آورده است. از سوي ديگر براساس نوشته محققان و فردوسي‌شناسان پايان كار ويرايش اول شاهنامه در سال 384 هجري قمري و ويرايش نهايي آن همان سال 400 هجري قمري است، گرچه گروهي سال 389 هجري قمري را نيز پايان ويرايش دوم شاهنامه دانسته‌اند، آن هم به دليل بيت‌هايي كه در مدح سلطان محمود غزنوي آمده است و اشاره به آغاز پادشاهي سلطان محمود غزنوي دارد، ولي درباره روز و ماه پايان كار شاهنامه خود فردوسي بصراحت در پايان كتاب آن را 25 اسفند اعلام كرده است، اما بين محققان درباره سالي كه (25 اسفند) شاهنامه به پايان رسيده است، اختلاف‌نظر وجود دارد.

آنچه در پي مي‌آيد نگاه جديدي است به همين موضوع و اين كه 25 اسفند اشاره به چه سالي است؟ و نيز رابطه آن با روز 25 اسفند، ماهي كه در آغاز داستان يزدگرد در شاهنامه سترگ فردوسي به عنوان روز آغاز پادشاهي او ذكر شده است.
چند سالي است كه روز 25 ارديبهشت را روز «بزرگداشت فردوسي» نامگذاري كرده‌اند كه براساس اسناد و مدارك موجود اين روز هيچ مناسبتي با زندگي حكيم ابوالقاسم فردوسي، شاعر بزرگ حماسه‌سراي ايران ندارد. در حقيقت اين 25 ارديبهشت ماه را به جاي 25 اسفند برگزيده‌اند كه روز پايان شاهنامه فردوسي است.

روزي كه بصراحت متن شاهنامه، روز پايان داستان يزدگرد يا كل شاهنامه است، آن هم در سالي كه مصادف با 71 سالگي شاعر است. يعني سال 400 هجري قمري و اين موضوع در بيت‌هاي زير از بيت‌هاي پاياني شاهنامه به روشني بيان شده است:

چو سال اندر آمد به هفتاد و يك

همي زير شعر اندر آمد فلك

سي و پنج سال از سراي سپنج‌

بسي رنج بردم به اميد گنج‌

سر آمد كنون قصه يزدگرد

به ماه سپندارمذ روز ارد

ز هجرت شده پنج، هشتاد بار

كه گفتم من اين نامه شهريار

با توجه به اين كه حكيم ابوالقاسم فردوسي در سال 329 هجري قمري ديده به جهان گشوده است، با گذشت 71 سال از اين تاريخ، دقيقا به سال 400 هجري قمري مي‌رسيم كه خود شاعر در بيت‌هاي بالا به آن اشاره كرده (ز هجرت شده پنج هشتاد بار)‌ آن هم در 25 اسفند ماهي كه مطابق با سال 400 هجري بوده است، يعني مطابق با سال 378 يزدگردي و 388 هجري شمسي.

حال چه اين بيست و پنجم اسفند را در تقويم يزدگردي بگيريم، چه در تقويم خورشيدي اعتدالي (هجري شمسي زراعي دهقاني)‌ فرقي نمي‌كند؛ چراكه در اين سال اختلاف تقويم يزدگردي با تقويم اعتدالي تنها يك روز است و در صورت محاسبه و تطبيق تقويم‌ها خواهيم داشت:

چهارشنبه 25/12/378 يزدگردي = 24/12/388 هجري شمسي = 19/7/400 هجري قمري
و
پنجشنبه 25/12/388 هجري شمسي = 26/12/378 يزدگردي = 20/7/400 هجري قمري‌
به اين ترتيب تاريخ پايان شاهنامه دقيق و روشن در خود متن شاهنامه آمده است، يعني 25 اسفند سال خورشيدي مطابق سال 400 هجري قمري.

و اما آنچه براي محققان و فردوسي‌پژوهان مشكل‌ساز بود، شايد بيت آغازين داستان يزدگرد سوم است كه در آن آمده است:

چو بگذشت او شاه شد يزدگرد

به ماه سپندارند روز ارد

اين باز اشاره به 25 اسفند است كه با اسناد و مدارك تاريخي درباره تاجگذاري يزدگرد سوم در نوروز يزدگردي سال مطابق با سال يازدهم هجري همخواني ندارد و گروهي آن را صرفا يك تعبير شاعرانه پنداشته‌اند كه در آن روز ارد (بيست و پنجم ماه)‌ صرفا به خاطر هم‌قافيه بودن با كلمه يزدگرد در مصراع اول بيت آمده است؛
ولي گروهي ديگر آن را اشاره به تاريخي خاص پنداشته‌اند، اما نتوانسته‌اند بگويند كه منظور شاعر از اين تاريخ چيست و چگونه است كه شاعر به جاي روز اول فروردين (نوروز يزدگردي)‌ از 25 اسفند سخن مي‌گويد و اختلاف اين 6 روز در كجاست.


تقويمي كه از زمان تاجگذاري يزدگرد سوم در نوروز سال مطابق با 11هجري آغاز مي‌شود و طول هر سال آن
365 روز تمام است‌واقعيت اين است كه آمدن كلمه «ارد» يا «روز ارد از ماه سپندارند» در اين بيت نه اتفاقي است و نه تعبيري است شاعرانه، بلكه دقيقا اشاره به يك واقعه تاريخي خاص دارد، وگرنه حكيم ابوالقاسم فردوسي كه كل سرگذشت و تاريخ گذشته ايران پيش از اسلام را مطالعه كرده است بهتر از هركس مي‌داند روز آغاز پادشاهي يزدگرد سوم آخرين پادشاه ساساني روز نوروز يزدگردي يعني اول فروردين سال يزدگردي مطابق با سال يازدهم هجري است و اگر مي‌خواست، مي‌توانست براحتي همين تاريخ را در شعرش بياورد مثلا بگويد، به هر فرد روز از مه فرودين.

يا بگويد «سر سال نو هر فر فرودين» يعني همان‌طور كه در داستان جمشيد و جشن نوروز باستاني گفته است:

سر سال نو، هر فر فرودين‌

بر آسوده از رنج تن، دل زكين‌

ولي هدف شاعر از آوردن «روز ارد از ماه سپندارند» يا «بيست و پنجم اسفندماه» چيز ديگري است و به نوعي اشاره به تاريخ خاص و حادثه‌اي ويژه است كه در اين روز اتفاق افتاده است و در حقيقت در اين بيت شاعر به گونه‌اي كدگذاري كرده و با آوردن 25 اسفند به جاي اول فرودين به طور رمزي اشاره به حادثه‌اي خاص دارد كه براي پي بردن به آن بايد از تقويم و نحوه تقويم‌نگاري در دوره حكيم ابوالقاسم فردوسي و تقويم يزدگردي و تقويم خورشيدي ناقص رايج در ايران اطلاع كافي داشت.

تقويمي كه از زمان تاجگذاري يزگرد سوم در نوروز سال مطابق با يازدهم هجري آغاز مي‌شود و طول هر سال آن 365 روز تمام است، يعني به اندازه 5 ساعت و 48 دقيقه و 46 ثانيه كمتر از طول متوسط سال خورشيدي اعتدالي و به خاطر همين كسري سال است كه حدود هر 4 سال يك بار اين تقويم نسبت به تقويم اعتدالي يك روز جلو مي‌افتد و حاصل چنين عملي است كه در نتيجه در دوره‌‌اي از تاريخ اختلاف بين تقويم يزگردي با تقويم خورشيدي اعتدالي (هجري شمسي)‌ به 6‌‌روز مي‌رسد، يعني همان‌طور كه در فرض ما در كدگذاري موردنظر فردوسي اتفاق افتاده است كه در آن 25 اسفند در تقويمي مطابق با اول فروردين در تقويم ديگري بوده است، كه اين اتفاق خود به دو گونه ممكن و عملي است.

اول: 25 اسفند در تقويم خورشيدي اعتدالي مطابق با نوروز يا اول فرودين در تقويم يزدگردي باشد
دوم: 25 اسفند در تقويم يزگردي مطابق با نوروز يا اول فروردين در تقويم خورشيدي اعتدالي باشد.

ولي رسيدن به اين كه اين اتفاق كي افتاده است، كاري است مشكل و زمان‌بر كه نياز به محاسبات طولاني و آزمايش و خطاي فراوان دارد، با وجود اين پس از محاسبات متعدد و تطبيق 2 تقويم يزگردي و خورشيدي اعتدالي، و مقايسه آن دو با هم و با در نظر گرفتن زمان سرايش شاهنامه فردوسي به دو تاريخ مي‌رسيم كه اولي عبارت است از تاريخ 399 يزگردي مطابق با سال 408 هجري شمسي (خورشيدي اعتدالي)‌ كه مطابق با سال 421 هجري قمري است، و در اين تاريخ است كه داريم:

دوشنبه 1/1/399 يزگردي = 25/12/408 هجري شمسي= 1/3/421 هجري قمري.

كه با توجه به تاريخ پاياني شاهنامه در سال 400 هجري قمري و بزرگداشت حكيم ابوالقاسم فردوسي در سال 411 هجري قمري اين تاريخ نمي‌تواند مورد استناد فردوسي باشد. پس به تاريخ دوم مي‌رسيم كه در آن روز 25 اسفند يزگردي مطابق با نوروز خورشيدي اعتدالي بوده است كه در صورت محاسبه و تطبيق تاريخ‌ها خواهيم ديد كه اين اتفاق در سال 346 يزگردي و مطابق با 356 هجري شمسي و مطابق با 366 هجري قمري رخ داده است كه داريم:
جمعه 25/12/346 يزگردي = 1/1/356 هجري شمسي = 23/7/366 هجري قمري‌

با توجه به اين كه خود حكيم ابوالقاسم فردوسي در پايان شاهنامه آغاز انديشه پرداختن به شاهنامه (تاريخ شاهان)‌ را در سال 365 هجري قمري بيان كرده است،‌ مي‌بينيم كه محاسبه بالا با اين تاريخ كاملا همخواني دارد، يعني آنجا كه حكيم طوس مي‌گويد:

چو بگذشت سال از برم شصت و پنج‌

فزون كردم انديشه درد و رنج‌

به تاريخ شاهان نياز آمدم‌

به پيش اختر ديرساز آمدم‌

به اين ترتيب معلوم مي‌شود حيكم طوس كه در سال 365 هجري به فكر سرودن شاهنامه افتاده است، سرانجام در سال 366 هجري قمري دست به اين كار زده است و به همين دليل نيز تاريخ سرايش شاهنامه را اين بار به صورت رمزي و كدگذاري شده با تاريخ 25‌اسفند در آغاز داستان يزگرد آورده است كه هم اشاره به آغاز پادشاهي يزگرد سوم است و هم اشاره به آغاز كار سرودن شاهنامه كه پس از گذشت 35 سال كار بالاخره در سال 400 هجري قمري آن را به پايان مي‌برد و باز هم در روز 25 اسفند مي‌گويد:

سرآمد كنون قصه يزگرد

به ماه سپندارمذ روز ارد

زهجرت شده پنج هشتاد بار

كه گفتم من اين نامه شهريار

و اين همان 35 سالي است كه در صورت محاسبه خودسال 366 هجري تا سال 400 هجري قمري به دست مي‌آيد و با گفته خود فردوسي كه مي‌گويد:

چو سال اندر آمد به هفتاد و يك‌

همي زير شعر اندر آمد فلك‌

سي و پنج سال از سراي سپنج‌

بسي رنج بردم به اميد گنج‌

يك سال است، يعني همان 71 سالگي كه صاحب‌نظران و فردوسي‌پژوهان با كسر آن از سال 400 هجري قمري كه سال پايان شاهنامه است به سال 329 هجري قمري رسيده‌اند و آن را به عنوان سال تولد فردوسي اعلام كرده‌اند (329 = 71 400)‌ و نيز با توجه به همين 35 سال بالا و باز همان سال 400 هجري قمري است كه آغاز شاهنامه را در سال 365 هجري قمري اعلام كرده‌اند (365 = 35 400)‌ كه با تاريخ رمزي ذكر شده در آغاز داستان يزگرد يعني:

چو بگذشت او شاه شد يزگرد

به ماه سپندارمذ روز ارد

دقيقا همخواني دارد و نشان مي‌دهد كه ذكر اين تاريخ «ماه روز» در اين بيت يك اتفاق ساده يا يك تعبير شاعرانه نيست، بلكه حاصل دانش و آگاهي حكيم ابوالقاسم فردوسي از تاريخ و تقويم است كه در اينجا به صورت رمزي كدگذاري و تاريخ آغاز و پايان شاهنامه را به روشني در متن شاهنامه بيان كرده است.

با اين تفاوت كه اين 25 اسفند در تقويم يزگردي است كه با نوروز سال 356 هجري شمسي (خورشيدي اعتدالي)‌ مطابق بوده، ولي طبق تاريخ تاجگذاري يزگرد سوم ساساني در روز نوروز يزگردي مطابق با سال يازدهم هجري بوده است و اين جابه‌جايي بين دو تقويم، حاصل همان كدگذاري و نيز يك برداشت شاعرانه است كه بسيار هم نيكو اتفاق افتاده است و نيز قرينه‌اي است بر روز «25 اسفند ماهي» كه در تاريخ پايان شاهنامه در سال 400 هجري قمري آمده كه تاريخ پايان شاهنامه است و بهتر است همين روز را به جاي 25 ارديبهشت كه هيچ ربطي به زندگي فردوسي ندارد روز بزرگداشت حكيم ابوالقاسم فردوسي به شمار آورد كه با تاريخ سرگذشت فردوسي و نيز شاهنامه هماهنگي كامل دارد.


۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۷, شنبه

روزمادر فرخنده باد


Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic


روز مادر روزی است که به یادبود و افتخار مادران در کشورهای مختلف گرامی داشته می‌شود.

در ملل گوناگون

انگلستان، نخستین کشوری بود که روز مادر را بوجود آورد। در برخی از کشورهای غربی (ازجمله انگلستان) دومین یکشنبه ماه مه هر سال روز مادر نام می‌گیرد।.این فکر توسط خانمی بنام جولیا واردهو به آمریکا برده شد و اولین روز ماه ژوئن به عنوان روز مادر تعیین گردید. در سال ۱۹۲۴ کنگره آمریکا دومین روز ماه مه را به عنوان روز مادر تعیین نمود. در ژاپن، زادروز همسر وقت امپراطور به عنوان روز مادر گرامی شمرده می‌شود. در ایران پیش از انقلاب ۱۳۵۷ روز مادر بر پایه گاهشمار ایرانی ۲۵ آذر به مناسبت روز تولد مادر شاه که منجر بوجود روز تشکیل بنیاد مادر و کودک شده بود.

روز مادر در کشورهای مختلف دنیا

ایران: ۲۰ جمادی الثانی زادروز فاطمه زهرا (س)
نروژ: دومین یکشنبه ماه فوریه
یونان: 2 فوریه
گرجستان: 3 مارس
افغانستان, آلبانی, ارمنستان,آذربایجان, بلاروس, بوسنی هرزگوین, بلغارستان, لائوس, مقدونیه, مالدیو, قاراداغ, رومانی, روسیه, صربستان, قزاقستان: 8 مارس
ایرلند, نیجریه, انگلستان: 23 اسفند 1389 - چهارمین یکشنبه ماه روزه مسیحیان
بحرین, مصر, عراق, اردن, کویت, عمان, لبنان, فلسطین, قطر, عربستان سعودی, سودان, سوریه, امارات متحده عربی, یمن: 21 مارس
اسلوونی: 25 مارس
ارمنستان: 7 آوریل
چین: 21 آوریل
مجارستان, لیتوانی, پرتغال, اسپانیا: اولین یکشنبه ماه می
آلبانی, کره جنوبی: 8 می
السالوادور, گواتمالا, مکزیک: 10 می
ایالات متحده آمریکا, آنگولا, استرالیا, بنگلادش, برزیل, برونئی, بلغارستان, کانادا, شیلی, چین, تایوان, کلمبیا, کوبا, چک, دانمارک, اکوادور, استونی, فنلاند, آلمان, غنا, یونان, هندوراس, هنگ گنگ, ایسلند, هندوستان, ایتالیا, جامائیکا, ژاپن, قبرس, لتونی, مالت, مالزی, میانمار, هلند, زلاند نو, پاکستان, پرو, فیلیپین, پورتوریکو, اسلوواکی, آفریقای جنوبی, سنگاپور, ترکیه, اوکراین, اوروگوئه, ونزوئلا, زیمباوه: دومین یکشنبه ماه می
پاراگوئه: 15 می
بولیوی: 27 می
الجزایر, دومنیکن, فرانسه, هائیتی, سوئد, تونس: آخرین یکشنبه ماه می
نیکاراگوئه: 30 می
مغولستان: 1 ژوئن
لوکزامبورگ: دومین یکشنبه ماه ژوئن
کنیا: آخرین یکشنبه ماه ژوئن
تایلند: 12 آگوست
کاستاریکا: 15 آگوست
بلاروس : 14 اکتبر
آرژانتین: سومین یکشنبه ماه اکتبر
روسیه: آخرین یکشنبه ماه نوامبر
پاناما: 8 دسامبر
اندونزی: 22 دسامبر



۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۰, شنبه

روز جهانی خلیج فارس १० اردیبهشت

Image and video hosting by TinyPic





Image and video hosting by TinyPic




آلن كارول، رئيس گروه تدوين نقشه‌هاي اين اطلس گفته است كه سياست اين مؤسسه در ثبت نام مكانها، سياست �دوفاكتو�ست؛ يعني بنا بر نامهايي كه در عمل به كار مي‌رود، تصميم گرفته مي‌شود، نه بر اساس نامي كه فرد يا گروه خاصي بر آن مي‌نهد. وي همچنين تصريح كرد كه نام �خليج فارس� در اطلس �National geographic�، همچنان به عنوان نام اصلي اين خليج به كار خواهد رفت.
خليج فارس، نام تاريخي آبهايي است كه از زمان باستان تا به حال به كار برده شده است. بنا بر مدارك متقن، يونانيان آن را �Sinus Persicus�، روميان �Mare persicum� و عربها نيز قرنها آن را �خليج فارس� يا �بحر فارس� مي‌ناميدند. در زير به چند سند مهم تاريخي اشاره مي‌شود:
در سنگ‌نبشته داريوش هخامنشي در مصر متعلق به سال 518 تا 515 پيش از ميلاد، در عبارت �درايه تپه هچا پارسا آيي تي هني�؛ دريايي كه از پارس مي‌رود يا سر مي‌گيرد، نام درياي پارس آمده است.
بطلميوس، عالم و جغرافيدان مشهور قرن دوم ميلادي، در كتاب جغرافياي عالم كه به زبان لاتين نگاشته شده، از نام (پرسيكوس سينوس) به عنوان خليج فارس ياد كرده است.
در سال 425 پيش از ميلاد، هرودت، مورخ مشهور يوناني در كتاب تاريخ معروف خود، نام خليج فارس را �بحر احمر� يا �درياي سرخ� ناميده است.
در سال 1892، لرد كرزن، وزير خارجه انگلستان، در كتاب �ايران و قضيه ايران�، بارها به نام خليج فارس اشاره كرده است.
ويليام راجز، وزير امور خارجه وقت ايالات متحده آمريكا، در گزارش مورخ 1971 ميلادي خود در مورد سياست خارجي اين كشور از نام خليج فارس استفاده كرده است؛ از جمله فرهنگهاي آلماني،‌ انگليسي، آمريكايي، فرانسوي، تركي و... .
در فرهنگهايي كه به زبانهاي مختلف تدوين و چاپ شده است؛ از جمله فرهنگهاي آلماني، انگليسي، آمريكايي، فرانسوي، تركي و... خليج فارس نيز به همين نام آورده شده است.
نام خليج فارس در سازمان ملل متحد: دبيرخانه اين سازمان در سند مورخ 5 مارس سال 1971 ميلادي و يادداشت AD311/IGEN به دولت ايران، يادآور مي‌شود كه عرف جاري در دبيرخانه سازمان ملل متحد در اسناد و نقشه‌هاي جغرافيايي منطقه آبي بين ايران از سمت شمال و خاور و تعدادي از كشورهاي عربي از سوي جنوب و باختر به نام خليج فارس ناميده شود و اين، بنا بر عرف قديمي انتشار اطلس‌ها و فرهنگهاي جغرافيايي است.
اين دبيرخانه همچنين بابت اشتباهاتي كه سازمان ملل در برخي اسناد در به كار بردن نام خليج فارس مرتكب شده، عذرخواهي كرده آن را اشتباه سهوي دانسته (سند 26 ژوئن 1991 ميلادي در سازمان ملل) و از كارگزاران سازمان خواسته است كه همواره اين موضع ايران را در نظر داشته باشند.
با توجه به اسناد و مدارك متقن فوق اذعان مي‌دارد كه:
درج نامهاي جعلي در كنار يا به جاي درياي خليج فارس، نشأت‌گرفته از سياستهاي خصمانه شبكه‌هاي فرهنگي غرب است كه سعي در شكاف و اختلاف‌افكني بين كشورهاي خاورميانه و حوزه خليج فارس را دارد، چون اين منطقه از نظر حوزه جغرافيايي و ژئوپلتيكي، يك منطقه واحد و همگراست.

۱۳۹۰ اردیبهشت ۶, سه‌شنبه

جواب یزگرد سوم به عمرابن خطاب

Image and video hosting by TinyPic


اصل اين نامه در موزه لندن نگهداري مي گردد


*******************************************************************************

از: عمربن الخطاب خليفه المسلمين

به : يزدگرد سوم شاهنشاه پارس

يزدگرد!

من آينده خوبي براي تو و ملتت نمي بينم مگر اينکه پيشنهاد مرا قبول کرده و بيعت نمايي..

زماني سرزمين تو بر نيمي از جهان شناخته شده حکومت ميکرد ليکن اکنون چگونه افول کرده است؟

ارتش تو در تمام جبهه ها شکست خورده و ملت تو محکوم به فناست. من راهي براي نجات به تو پيشنهاد مي کنم...

شروع کن به عبادت خداي يگانه ، يک خداي واحد ، تنها خدايي که خالق همه چيز در جهان است..

ما پيغام او را براي تو و جهان مي آوريم ، او که خداي حقيقي است...

آتش پرستي را متوقف کن ، به ملتت فرمان ده آتش پرستي را که کذب مي باشد متوقف کنند و به ما بپيوندند براي پيوستن به حقيقت.

الله خداي حقيقي را بپرستيد ،

خالق جهان را.

الله را پرستش نماييد و اسلام را بعنوان راه رستگاري خود قبول کنيد...

اکنون به راههاي شرک و پرستش کذب پايان داده و اسلام را بعنوان ناجي خود قبول کنيد.

با اجراي اين تو تنها راه بقاي خود و صلح براي پارسيان را پيدا خواهي نمود.

اگر تو بداني چه چيزي براي پارسيان بهتر است ، تو اين راه را انتخاب خواهي کرد.

بيعت تنها راه مي باشد.

الله اکبر

محل امضاي

خليفه المسلمين

عمربن الخطاب




پاسخ يزدگرد سوم به عمر بن خطاب


از: شاهنشاه ، شاه پارس و غيره ، شاه کشورها ، شاه آريايي ها و غير آريايي ها ، شاه پارس ها و

ديگر نژادها و نيز تازيان ، شاهنشاه پارس ، يزدگرد سوم ساساني.



به : عمربن الخطاب ، خليفه تازي


به نام اهورا مزدا ،

آفريننده جان و خرد.

تو در نامه ات نوشته اي مي خواهي ما را بسوي خداوندت الله اکبر هدايت کني ،

بدون دانستن اين حقيقت که ما که هستيم و ما چه را پرستش مي نماييم!


شگفت انگيز است که تو در جايگاه خليفه تازيان تکيه زده اي!

با اينکه خردت به مانند يک ولگرد پست تازي است ،

ولگردي در بيابان تازيان ،


و مانند يک مرد قبيله اي باديه نشين!

مردک!

تو به من پيشنهاد مي کني که يک ايزد يگانه و يکتا را پرستش نمايم بدون اينکه بداني هزاران سال

است که پارس ها ايزد يکتا را پرستش نموده اند و پنج نوبت در روز او را عبادت مي نمايند!


سال هاست که در اين سرزمين فرهنگ و هنر ، اين راه عادي زندگي بوده است.

زمانيکه ما سنت ميهمان نوازي و کردارهاي نيک را در گيتي پايه گذاري نموده و پرچم

" پندارنيک ، گفتار نيک ، کردار نيک "

را برافراشتيم ، تو و نياکانت بيابان گردي مي کرديد ، سوسمار مي خورديد زيرا که چيز ديگري براي

تغذيه خود نداشتيد و دختران بيگناه خود را زنده بگور مي نموديد!

مردم تازي هيچگونه ارزشي براي آفريدگان خود قايل نيستند!

شما فرزندان خدا را گردن مي زنيد ،

حتي اسيران جنگي را ،

به زنان تجاوز مي کنيد ،

دختران خود را زنده بگور مي نماييد ،

به کاروان ها يورش مي بريد ،

قتل عام مي کنيد ،

زنان مردم را دزديده و اموال آنها را به يغما مي بريد!

قلب شما از سنگ ساخته شده ،

ما تمام اين اعمال اهريمني را که شما مرتکب مي شويد محکوم مي کنيم.

چگونه شما مي توانيد به ما راه خدايي را تعليم داده در حاليکه اين گونه اعمال را مرتکب مي شويد؟

تو به من مي گويي پرستش آتش را متوقف کنم!

ما ، پارس ها عشق آفريدگار و نيروي او را در روشني آفتاب و گرماي آتش مشاهده مي نماييم.

روشني و گرماي آفتاب و آتش ما را قادر مي سازد تا نور حقيقت را مشاهده نموده و قلب هايمان را

به آفريدگار و به يکديگر شعله ور نماييم.

به ما کمک مي کند تا به يکديگر مهر بورزيم ،

ما را روشن نموده و قادر مي سازد تا شعله مزدا را در قلب هايمان زنده نگهداريم.

خداوندگار ما اهورا مزداست و عجيب است که شما مردم نيز او را تازه کشف کرده و او را بنام الله

اکبر نامگذاري نموديد.

اما ما مثل شما نيستيم ، ما با شما در يک رده نيستيم.

ما به نوع بشر کمک مي کنيم ،

ما عشق را در ميان بشريت مي گسترانيم ،

ما نيکي را در زمين مي گسترانيم ،

هزاران سال است که ما در حال گسترش فرهنگ خود بوده اما در راستاي احترام به فرهنگ هاي ديگر

گيتي ، درحاليکه شما بنام الله سرزمين هاي ديگر را مورد تاخت و تاز قرار مي دهيد

شما مردم را قتل عام مي کنيد ،

قحط وقلا مي آوريد ،

ترس و فقر براي ديگران ،

شما به نام الله اهريمن مي آفرينيد.

چه کسي مسئول اين همه بدبختي است؟

آيا اين الله است که به شما فرمان مي دهد تا بکشيد ،

غارت نماييد و تخريب کنيد!؟

آيا اين شما رهروان الله هستيد که بنام او اين اعمال را انجام ميدهيد؟

يا هردو؟

شما از گرماي بيابان ها و سرزمين هاي سوخته بي حاصل و بدون منابع برخاسته ،

شما مي خواهيد از طريق لشگر کشي و زور شمشيرهايتان به مردم درس عشق به خدا دهيد ،

شما وحشيان بياباني هستيد ، در حاليکه مي خواهيد به مردم شهر نشين مانند ما که هزاران سال است

در شهرها زندگي مي کنند درس عشق به خدا بدهيد؟؟؟!!!

ما هزاران سال فرهنگ در پشت سر داريم ، که به راستي يک ابزار نيرومند مي باشد!

به ما بگوييد؟؟؟


با تمام لشگر کشي هايتان ، توحش ، کشتار و قحط و قلا بنام الله اکبر ، شما به اين ارتش اسلامي چه

آموخته ايد؟؟؟

شما چه چيز به مسلمانان آموخته ايد که بر آن ابرام مي ورزيد تا آنرا به ديگر ملل غير مسلمان نيز

بياموزيد؟؟؟

شما چه فرهنگي از اين الله خود آموخته ايد ، که حالا مي خواهيد به زور آنرا به ديگران تعليم

دهيد؟؟؟

افسوس آه افسوس... که امروز ارتش هاي پارسي از ارتش شما شکست خورده اند. اکنون مردم ما

مي بايد همان خدا را پرستش نماييند ،

همان پنج نوبت در روز را ،

اما با زور شمشير و او را به عربي عبادت نمايند ...

پيشنهاد مي نمايم تو و دار و دسته راهزنت بساط خود را جمع کرده و به بيابان هاي خود به جايي که

در آن زندگي مي کرديد برگرديد.

آنها را به جايي برگردان که در آن عادت به سوختن در گرماي آفتاب را دارند ، زندگاني قبيله اي ،

خوردن سوسمار و نوشيدن شير شتر ،

من اجازه نخواهم داد که تو دار و دسته راهزنت را در سرزمين هاي حاصلخير ،

شهرهاي متمدن و ملت شکوهمند ما آزاد گذاري. اين 'جانوران قسي القلب ' را ،

براي قتل عام مردم ما ، دزديدن زنان و فرزندان ما ،

تجاوز به زنان ما و فرستادن دخترانمان به مکه بعنوان اسير ،

آزاد مگذار!

به آنها اجازه نده تا بنام الله مرتکب اينگونه اعمال شوند ، به رفتار جنايتکارانه خود پايان ده.

آريايي ها بخشنده ، گرم ، ميهمان نواز و مردمي نجيب بوده و

هرجايي که رفته اند آنها بذر دوستي خود را گسترانده اند ، عشق و

خرد و حقيقت.


بنابراين ، آنها نبايد تو و مردمت را براي رفتار جنايتکارانه و راهزني مجازات نمايند.


من از تو درخواست مي کنم که با الله اکبر خودت در بيابان هايت بمان و به شهرهاي متمدن ما نزديک

مشو زيرا که " اعتقادات تو خيلي مهيب و رفتارت بسيار وحشيانه " مي باشد.



محل امضاي يزدگرد سوم

شاهنشاه يزدگرد سوم ساساني



۱۳۹۰ فروردین ۱۷, چهارشنبه

هفت سين خانمها

Image and video hosting by TinyPic





*خانمــی با همســــــرش گفــت اینچنیـــــن** :*
***کای وجــــــودت مــــایه ی فخـــــر زمیــــــن** !





****ای که هستـــی همســـری بس ایــــده آل** !




****خواهشــــی دارم ॥ مکُــــن قال و مقـــــال** !

****هفــــت سیـــــن تازه ای خواهــــــم ز تـــــو****
غیـــــــر خرج عیـــــد و غیــــر از رختِ نو *

*"**سین" یک ، سیّاره ای ، نامــــش پـــــراید****


تا برانـــــــــم مثـــــــل بـــــرق و مثــــــل باد*

*"**سین" دوم ، سینــــه ریـــــزی پُر نگیـــــــن****


تا پَــــرَد هــــوش ازسر عمّـــــه شهیــــن** !*

*"**سین" سوم ، یک سفـــــر سوی فـــــرنگ****


دیـــــــــدن نادیــــــــده هـــــــای رنـگ رنـگ*

*"**سین" چارم ، ساعتی شیـــــک و قشنگ****


تا که گویـــــم هست سوغـــات فرنــــــگ** !*

*"**سین" پنجـم ، سمــــع دستـــورات مــن** !


****تا ببالــــــم مـــــن به خــود ، در انجمــــن** !

****آنگه ، آن بانـــــو ، کمـــــــی اندیشــــه کرد
****رندی و دوز و کلَـــــــــک را پیشــــــــه کرد** !



****گفــــــت با ناز و کرشمـــــه ، آن عیـــــال** !!


**من دو "سین" کم دارم ، ای نیکـو خصال** !*

* **گفت شویش : من کنــــــــــون یاری کنم ****


با عیال خویـــــــــش ،همکـــــاری کنم** !!



**"**سین" ششم ، سنگ قبـــری بهر من** !


****تا ز من عبـــــــرت بگیرد مـــــــــرد و زن** !

**"**سین" هفتم ، سوره ی الحمد خوان**
****بعد مرگــــــم ، بَهر شــــوی بی زبان** !!!*