۱۳۹۰ مهر ۲۹, جمعه

متولدین آبان میلادتان فرخنده باد

Image and video hosting by TinyPic


دوم آبانماه سالروز تولد عاشق ایران

خودم ( حمید )

خجسته باد


Image and video hosting by TinyPic


چهارم آبان زاد روز ابر مرد ایران زمین

محمد رضا شاه پهلوی

بر ایران و ایرانی مبارک باد


Image and video hosting by TinyPic

نهم آبان سالروز تولد شاهزاده

رضا پهلوی

بر ایران و ایرانی مبارک باد


Image and video hosting by TinyPic


۱۳۹۰ مهر ۲۵, دوشنبه

مادر عزیزم میلادت فرخنده باد



Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic



Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic


مادرم تولدت مبارک

روز 28 مهر تولدت را گرامی میدارم

نمیدونم از چی بگم و از کجا بگم ولی یک چیز برایم در خاطرم میماند و آن این است .

مادر دوستت دارم

میدونم چند سالی هست که تو را ندیده ام امیدوارم سلامت و تندرست باشی و جز دعا هیچ چیزی از شما نمیخواهم .

مادرم میپرستمت

خیلی دل گرفته ام خیلی غمگینم چون دوری تو را نمیتوانم تحمل کنم ولی چه میشود کرد .

مادرم تاج سرم

آنقدر دلم برایت تنگ شده که نگو فقط دوست دارم به پایت بیافتم و از نوک پا تا موهای تو را غرقه بوسه کنم .

مادرم عزیزم

غربت خیلی سخته ولی با دعای توهر چه بود تحمل کردم و میکنم .

مادر مهربونم

در برابر کارهای که تو برای من کردی من هیچ بودم و هستم و نمیتوانم ذره ای از آن همه مهر و محبت تو را جبران کنم .

مادرپر از صفایم

آنقدر گرفته و دلگیرم که نمیتوان حتی چند خط برایت بنویسم فقط میتوانم بگویم دوستت دارم اندازه یک دنیا و میپرستمت اندازه خدا .

مادرم از راه دور تولدت رو تبریک میگم

و امیدوارم سالیان سال زنده باشی تا بتوانم دوباره ببینمت و تو را غرقه بوسه کنم .

مادرم دوستت دارم

فدای وجودت فدای تار موهایت

فرزند ارشدت تو حمید

نمیدونم حالا که نوبت مادرم شد چرا نمیتوانم بنویسم مادرم مرا ببخش

۱۳۹۰ مهر ۱۳, چهارشنبه

کجاست غیرت ایرانی ؟

Image and video hosting by TinyPic



خبرهای جالبی در ایران شنیده میشود اختلاس های هزاران میلیاردی دزدیهای کلان خانه های میلیاردی سر به فلک کشیده غارتهای خاک اموال آب دریا خلیج و غیره غیره غیره ....................ولی تا بحال فکر کردین ایران رو بردند غارت کردن چپاول کردن ولی یک ایرانی صداش در نیامد و چیزی نگفت ؟ چونکه شرف و ابرو غیرتش را هم بردند چونکه هیچ چیزی برای ایرانی نذاشتن.چونکه به اسمه اسلام همه رو سرجای خودشان نشاندن

واقعا چقدر بدبختیم ؟که از خودمان اراده و غیرت و شرف و ابرو نداشته باشیم ؟

کجاست غیرت ایرانی که یک تار موی خود را وثیقه قرار میداد ؟

کجاست شرف ایرانی که نمیگذاشت ناموسش به ببیگانگان فروخته شود ؟

کجاست ایرانی که مهمان دوست و مهمان پذیر بود؟

کجاست ایرانی که تا میدید همسایه خودش گرسنه است کمک میکرد ؟

کجاست ایرانی که تا محتاج میشد همه برایش جانفشانی میکردند ؟

کجاست ایرانی که هیچ زمانی آواره نبود ؟

کجاست ارزانی در ایران ؟

کجاست کجاست ؟تا چقدر بدبختی بکشیم ؟تا کی آوارگی بکشیم ؟ ای بی غیرتان ای وطن فروشان ای ایرانیان خاک ناموس وجدان غیرت شرفتان را از بین بردند کمی به خود آئید ؟ کمی بیاندیشید چی بودیم چی شدیم ؟ جوانها معتاد زنها فاحشه ؟مردان بی غیرت ؟ کودکان گرسنه ؟ مغزها فراری؟ زندانها پر از بیگناه ؟

تا به کی شاهد باشیم که یکی بیائید این وطن را درست کند ؟ همسایه من از گرسنگی نان ندارد و من نمیتوانم کمک کنم ؟دوست من سر گرسنه بر زمین میگذارد ومن نمیتوانم بگذرم ؟

ای خاک بر سر من ایرانی کنن که نشستم و نگاه میکنم ؟

ای خاک بر سرمن کنن تا به دروغ به همه میگویم کمک میکنم ؟

ای خاک برسرمن کنن که فقط حرف میزنم ؟

ای خاک برسرمن کنن که فقط اسم ایران را به دوش میکشم؟

ای خاک برسر من ای خاک بر سرمن
شاهد بودم و دیدیم کشورهای که در فقر نداری و شتر بازی بودن چی شدن ؟ و ما چی شدیم ؟
شاهد بودیم که همان کشورهای عربی با یک اتش سوزی دنیای هرب را متحول کردن ؟ ولی من ایرانی غیر از حرف زدن و شعار دادن ترس هیچ غلطی نکردم ؟
ای ایرانی بدبخت خوشبختی خودت را پیدا کن آزادی خودت را پیدا کن
بس است بس است به خدای ایران بس است
میلیارد میلیارد ثروت تو سرمایه تو خارج میشه ولی فکر این هستی که یارانه خودت رو بگیری ؟ فکر این هستی که مبادا مجروح بشی ؟ فکر این هستی که مباد کتک بخوری ؟
نه بلند شو برخیز و بر حکومتی که نمیخواهی اعتراض کن حق خودت رو بگیر
ای ایرانی تو شرف غیرت آبرو آزادی مردانگی شجاعت داری
پس بلند شو و بر تاریکی غلبه کن
به امید آزادی و آبادی ایران
برقرار باد پرچم ه رنگ شیروخورشید ایران

حمید14مهر 1390

۱۳۹۰ مهر ۱۰, یکشنبه

روز کوروش بزرگ 7 آبان بر ایران و ایرانی مبارک باد


Image and video hosting by TinyPic
روز 7 آبان تهران ساعت 19 میدان شهیاد

روز 7 آبان برمزار کوروش پاسارگاد شیراز



Image and video hosting by TinyPic



Image and video hosting by TinyPic



Image and video hosting by TinyPic

". . . آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گام های مرا با شادمانی پذیرفتند. . . نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این سرزمین وارد آید. برده داری را برانداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم..." کوروش کبیر

کوروش سیروس در انگلیسی- cyrus the great - و کوروس در یونانی، یکی از چهره های برجسته تاریخ شناخته شده است.

ایرانیان او را پدر، یونانیان او را قانونگذار و یهودیان اورا مسیح نجات دهنده، می نامیدند.

تو ای کوروش، ای نیک آموزگار پیام آور پاک پروردگار

ستایش کنم خاک پای تو را نشستنگه جان فزای تو را

هم آرامگاهت که اندرجهان بر او سوده سر خسروان و مهان

مادر کوروش ماندانا دختر آ‍‍‍ژی دهاک پادشاه مادر و پدرش کمبوجیه اصیل زاده ای پارسی بود. پس از بزرگ شدن بر اژی دهاک که بر مردمان ستم میکرد ودستور قتل کوروش را داده بود، پیروز شد و بدون خونریزی سرزمین ماد را تسخیر کرد. کوروش مردی دانا و بزرگ منش ودر کشورداری فردی با درایت کامل بود.

کوروش یهودیان را از اسارت بیرون و به دستور او ساخت معبد مقدس آنها آغاز شد که یهودیان این کار ار معجزه ای از طرف خدا می دانند. کوروش کبیربنیاد شاهنشاهی عظیمی را گذاشت که از دریای مدیترانه درغرب تا رود سند در شرق و از دریای سیاه در شمال تا به صحرای عربستان در جنوب بود. کوروش در سال پانصد و سی پ.م. در جنگی که در شمال شرقی شاهنشاهی اش داشت جان به جان آفرین تسلیم کرد. پیکر پاک کوروش کبیر را به پاسارگاد، به آرامگاهی که از یک اطاقک و شش پله درست شده بود بردند. پیکر او در یک تابوتی از سنگ آهک قرار دادند. بر روی آرامگاه او چنین نوشته شده است: ای انسان، بدان که هر که هستی و از هر کجا که بیایی، من کوروشم، کسی هستم که شاهنشاهی را برای ایرانیان و این دولت بی کران را بنیان نهادم. پس هیچ وقت به این آرامگاه و این خاکی که مرا پوشانده است رشک مبر

در این پارسگرد و در این مهد پاک بریزم همی اشک بر روی خاک

تو ای دادگر شاه پوزش پذیر به بینادلی دست ما را بگیر

همه تارو پودم پر از مهر توست جهان را نیازی بدان چهرتوست



Image and video hosting by TinyPic

تویی فره فر شاهنشهان که پاکیزه جانی و روشن روان

کوروش کبیر نه تنها به مردمان کاری نداشت بلکه حتا به دین و آیین آنها احترام میگذاشت و با اینکه یکتاپرست و زرتشتی بود خدایان دیگر جاها را از جمله مردوک خدای بابل را گرامی میداشت. کوروش در همه جا از خود سخاوت نشان میداد.

گزنفون درباره ای او نوشته: " هنوز هم زیبایی خارقالعاده نیکوکاری و بخشش بی کران، دانش دوستی بی حد و آمال بلند کوروش، موضوع داستانها و ترانه های مردمان است و هرکسی آرزو دارد در شاهنشاهی او زندگی میکرد.

پندارنیک، گفتار نیک، کردار نیک کوروش در تمامی دوران ستودنیست. در این سال که سد سیوند آبگیری شد بیایید کوروش را گرامی تر داریم و قدر دان آموخته هایش به جهانیان باشیم. هرچند که ایران در روز بزرگداشتش خاموش نشسته. در دلهایتان یاد آن استوره ی انسانی را زنده نگه دارید. باشد که کوروش در اذهان و دلهای ما ایرانیان تابنده و جاودان بماند. کوروش کبیر از افتخارات ما ایرانیان بوده و هست و دیگر چنین افتخاری جهانی نصیبتان نخواهد شد زین رو این روز را خجسته دارید

روز 29 اکتبر، روز کوروش بزرگ،و سالگرد صدور اولین منشور حقوق بشر، را گرامي بداريم

بیست و پنج قرن قبل، در زمانه ای که توحش بر زندگی انسان ها چيرگی داشت، بيانيه ای انسان مدارانه و متمدنانه بر کتيبه ای خطاب به مردم «چهار گوشه جهان» نوشته شد که به مسایلی مهم در ارتباط با حقوق انسان می پرداخت؛ مسایلی که نه تنها در آن زمانه که قرن های قرن پس از آن و حتی امروزه نيز می تواند الهام بخش همه کسانی باشد که به انسان، و حقوق او باور دارند.

اين بيانیه که به نام «منشور کوروش بزرگ» شناخته می شود، بر الغاي تبعيضات نژادي و ملي، آزادي انتخاب محل سکونت، الغاي برده داري، آزادي دين و مذهب و تلاش براي صلح پايدار ميان ملت ها تاکید کرده است. اين منشور، که از سوي مردمان ايران زمين و از زبان رهبر سياسی خود کورش بزرگ، پايه گذار اولين امپراتوری جهان به بشريت هديه شده، در سال 1971 از سوي سازمان ملل متحد به عنوان اولين اعلاميه حقوق بشر جهان شناخته شد و، بدينسان، این افتخار به نام ايران، به عنوان مهد نخستين اعلاميه ی حقوق بشر، در تاريخ جهانی ثبت شد.

متاسفانه، آرامگاه و شهر کوروش بزرگ، که از سوی سازمان يونسکو به عنوان «مکانی مقدس» در ليست گنجينه های بشری ثبت شده، به شکل های مختلفی (عمدی و غير عمدی) در خطر ويرانی جدی قرار داده است.کميته بين المللی پاسارگاد، که سه سال است به وسيله ی گروه کثيری از فرهنگدوستان و علاقمندان به ميراث های ملی و جهانی ايران تشکيل شده، و همواره در پی جلوگیری از این رویداد هستند .

به امید سر بلندی این دوستان در این امر بزرگ
با مهر واحترام


Image and video hosting by TinyPic



Image and video hosting by TinyPic

۱۳۹۰ شهریور ۱۷, پنجشنبه

اندر حکایت ملت ایران


Image and video hosting by TinyPic


به مرگ می گیرند تا به طب راضی شویم

روستایی فقیری که از تنگدستی و سختی معیشت جانش به لب رسیده بود، نزد آخوند ده رفت و گفت: آملا، فشار زندگی آنقدر مرا در تنگنا قرار داده که به فکر خودکشی افتاده ام.
از روی زن و بچه هایم خجالت می کشم، زیرا حتی قادر به تامین نان خالی برای آنان نیستم.
با زن، شش فرزند قد و نیم قد، مادر و خواهرم در یک اتاق کوچک مخروبه زندگی می کنیم، که با هر نم باران آب به داخل آن چکه می کند.
این اتاق آنقدر کوچک است که شب وقتی چسبیده به هم در آن می خوابیم، پای یکی دو نفرمان از درگاه بیرون می ماند.
دیگر ادامه این وضع برایم قابل تحمل نیست… پیش تو، که مقرب درگاه خدا هستی، آمده ام تا نزد او شفاعت کنی که گشایشی در وضع من و خانواده ام حاصل شود.
آخوند پرسید:
از مال دنیا چه داری؟
روستایی گفت:
همه دار و ندارم یک گاو، یک خر، دو بز، سه گوسفند، چهار مرغ و یک خروس است.
آخوند گفت:
من به یک شرط به تو کمک می کنم و آن این است که قول بدهی هرچه گفتم انجام بدهی.
روستایی که چاره ای نداشت، ناگزیر شرط را پذیرفت و قول داد….

آخوند گفت:
امشب وقتی خواستید بخوابید باید گاو را هم به داخل اتاق ببری.
روستایی برآشفت که: آملا، من به تو گفتم که اتاق آنقدر کوچک است که حتی من و خانواده ام نیز در آن جا نمی گیریم. تو چگونه می خواهی که گاو را هم به اتاق ببرم؟!
آخوند گفت: فراموش نکن که قول داده ای هر چه گفتم انجام دهی وگرنه نباید از من انتظار کمک داشته باشی.
صبح روز بعد، روستایی پریشان و نزار نزد آخوند رفت و گفت: دیشب هیچ یک از ما نتوانستیم بخوابیم. سر و صدا و لگداندازی گاو خواب را به چشم همه ما حرام کرد.
آخوند یکبار دیگر قول روستایی را به او یادآوری کرد و گفت:
امشب علاوه بر گاو، باید خر را نیز به داخل اتاق ببری.
چند روز به این ترتیب گذشت و هر بار که روستایی برای شکایت از وضع خود نزد آخوند می رفت، او دستور می داد که یکی دیگر از حیوانات را نیز به داخل اتاق ببرد تا این که همه حیوانات هم خانه روستایی و خانواده اش شدند!
روز آخر روستایی با چشمانی گود افتاده، سراپای زخمی و لباس پاره نزد آخوند رفت و گفت که واقعا ادامه این وضع برایش امکان پذیر نیست!
آخوند دستی به ریش خود کشید و گفت: دوره سختی ها به پایان رسیده و به زودی گشایشی که می خواستی حاصل خواهد شد.
پس از آن به روستایی گفت که شب گاو را از اتاق بیرون بگذارد!
ماجرا در جهت معکوس تکرار شد و هر روز که روستایی نزد آخوند می رفت، این یک به او می گفت که یکی دیگر از حیوانات را از اتاق خارج کند تا این که آخرین حیوان، خروس نیز بیرون گذاشته شد.
روز بعد وقتی روستایی نزد آخوند رفت، آخوند از وضع او سئوال کرد و روستایی گفت: خدا عمرت را دراز کند آملا، پس از مدتها، دیشب خواب راحتی کردیم.
به راستی نمی دانم به چه زبانی از تو تشکر کنم.
آه که چه راحت شدیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

۱۳۹۰ شهریور ۱۳, یکشنبه

دستگیری یک مسیحی در اصفهان


Image and video hosting by TinyPic



Image and video hosting by TinyPic


ایمانداری در اصفهان دستگیر شد
این شخص مهرداد نام دارد و سالهاست به مسیح ایمان دارد اودر روز ११ مرداد ساعت بعدازظهر به محض وارد شدن به خانه واحوال پرسی با همسر و فرزند دخترش 4 نفر به خانه او وارد شده و بعد از جمع آوری کتب و بازرسی از منزل مهرداد را با خود میبرند
بعد از تحقیق معلوم میشود در ستادخبری هشت بهشت غربی اصفهان تحت بازجوئی میباشد
در بدو ورود قاضی پروند به اوحکم میکند که حکم تو ارتداد است
بعد از گذشت چند روز همسر ش را برای بازجوئی برده و ساعتها مورد بازجوئی قرار میدهند
ناگفته نماند شخص شماره یکی که وارد خانه شده گفته کاره من دستگیری افراد مسیحی است ولی یکی از این 4 نفر کمی رفتارش بهتر بوده و نسبت به همسر و فرزندش مراعات میکرده است
از شما عزیزان و ایمانداران خواهش میکنیم برای مهرداد و خانواده اش در دعا باشید
فرزند دخترش ادونیاچشم انتظار پدر میباشد



Image and video hosting by TinyPic

۱۳۹۰ شهریور ۱۰, پنجشنبه

بجای دست کلمه چیز را بکار ببرید?

Image and video hosting by TinyPic



هيچ می دونين اگه كلمه ى "دست" اختراع نشده بود و به جاش از كلمه ى "چيز" استفاده می كرديم روزانه چه جمله هايی می شنيديم؟... زياد به مختون فشار نيارين! خودم مثال می زنم...

توی كتاب علوم می نوشتند: چيز خيلی مفيد است! با چيز می توان اجسام را بلند كرد! بعضی از چيزها مو دارند و برخی ديگر بی مو هستند! ولی كف چيز مو ندارد! هيچوقت چيز خود را توی سوراخ نكنيد! چون ممكن است جانوران نوك چيزتان را گاز بگيرند! هميشه قبل از غذا چيز خود را با آب و صابون بشوييد! هيچوقت با چيز كثيف غذا نخوريد! ..... خانمها هميشه دوست دارند به چيز خود لاك و كرم بمالند! اين عمل براى محافظت از چيز خوب است! آدم وقتی سردش می شود چيزش را روی بخاری يا زير بغل می گيرد!

در كتاب تاريخ می نوشتند: اردشير دراز چيز به هندوستان لشكر كشی كرد و چيز اجانب را كوتاه نمود! ..... مردم توی كوچه و بازار می گفتند: لامصب چيز ما نمك نداره! به هر كسی خوبی كرديم جوابش بدی بود! از قديم می گفتند با هر چيز بدی با همون چيز پس می گيری! ..... پدری به پسرش درس ادب می داد: پسرم هيچوقت پيش مردم چيزتو دراز نكن! ..... توی بيمارستانها آدمهايی رو می ديديم كه چيزشون توی تصادف قطع شده و مجبور بودند تا آخر عمر از چيز مصنوعی استفاده كنند! ..... دزدهای مسلح موقع زدن بانك می گفتند: چيزها بالا! چيزهاتون رو بذارين پشت سرتون! اگه كسی چيزش به زنگ خطر بخوره چيزشو می شكنيم! و رييس بانك به پليس می گفت: چيزم به دامنتون! دزدها رو بگيرين! و پليسها هم چيز از پا درازتر از ماموريت بر می گشتند! .......هر روز در اخبار می شنيديم كه: اينبار چيز استكبار جهانی از آستين فلانی بيرون آمده!

و پسر جوانی در دفترچه ى خاطراتش می نوشت: اون روز من با دختر خانمی آشنا شدم... او چيزش رو دراز كرد و من چيزش رو گرفتم و كمی فشار دادم! چه چيز گرم و لطيفی داشت! از خجالت چيزش خيس شد! و دوستی ما از همون روز شروع شد! ديروز بازم اونو توی اتوبوس ديدم... چيزم رو به ميله گرفتم و رفتم جلو! از ديدن من خوشحال شد و گرم صحبت شديم... اتوبوس خيلی تند می رفت و من برای اينكه اون نيفته چيزم رو گذاشتم پشتش! از اين كار من خوشش اومد و تشكر كرد... اون دو ايستگاه بعد پياده شد و من چيزم رو براش تكون دادم! امروز هم توی كافه تريا قرار داشتيم... رفتيم و سر يه ميز نشستيم... فضای اونجا خيلی تيره و تار بود... من چيزمو گذاشتم روی چيزش و گفتم: چقدر چيز شما كوچيك و نرمه! اون هم گفت: چيز شما بزرگ و داغه! بعد از نوشيدن قهوه بيرون اومديم... چيزامون توی چيز همديگه توی خيابون راه می رفتيم و مردم هم ما رو نگاه می كردند! اونو به خونه شون رسوندم و دوباره چيزمو گرفت و من هم چيزشو فشار دادم! ازش دور شدم و از دور چیزمو واسش تکون دادم... هوا خيلی سرد بود... چيزم داشت يخ ميزد! برای همين چيزمو گذاشتم توی جيبم!